تبليغاتX
دکتر داوود هرمیداس باوند
 
دکتر داوود هرمیداس باوند
 
 
نظرات و سخنان استاد دکتر داوود هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران
 

 

به نام خداوند جان و خرد
خشونت، تروریسم و جنایت جنگی محکوم است 

آنچه اکنون در غزه می گذرد، از چشم انداز اخلاق انسانی و حقوق بشری و حتی اخلاق جنگ، فاجعه ای دهشتناک است. در این حمله بیرحمانه، شهروندان غیر نظامی و بی دفاع فلسطینی به ویژه کودکان و زنان قربانیان عمده را تشکیل میدهند و ساختمانهای بیمارستان و مدرسه و مسکونی به ویرانی کشیده می شوند. این نخستین بار نیست که کنوانسیونهای بین المللی، بویژه کنوانسیونهای ژنو و پرتکل الحاقی، در منع هدف قرار دادن تاسیسات غیرنظامی و نیز سپر قرار دادن تاسیسات غیرنظامی توسط طرف های درگیر نادیده گرفته میشوند. شوربختانه، اقدامات بازدارنده ای را هم از سوی نهادهای بین المللی و کشورهای غربی و منطقه ای، بعلت ملاحظات سیاسی، آنچنان که باید شاهد نیستیم . فراموش نکنیم که اینگونه اقدامات نظامی بیرحمانه آتش کینه و انتقامجویی را بیشتر شعله ور می سازد و موجب بستر سازی افراط و خشونت های بیشتر خواهد شد.

محاصره غزه توسط نیروهای اسراییل و در تنگنا قرار دادن مردم بی پناه فلسطین، نداشتن دسترسی به ابتدایی ترین نیازهای روزمره، نبود امکانات درمانی لازم، و جلوگیری از کمکهای بشردوستانه بین المللی به مردم محاصره شده فلسطین بهیچ وجه قابل قبول نیست. حمله هوایی هولناک و وحشیانه اسراییل به غزه همراه با حمله زمینی بیرحمانه که روند زندگی را در غزه بکلی متوقف کرده است مزید بر ظلم فاحش و قربانیان بی گناه بسیار شده است، و احساسات عمومی جهانیان را چنان جریحه دار کرده که عملکرد ستیزندگان فلسطینی را که بهانه این حمله ها بوده در سایه برده است.

جبهه ملی ایران این حمله ستمگرانه و غیر انسانی و نامتعادل هوایی را محکوم می کند و امیدوار است گروه حماس به رهنمایی عقلانیت، اختلاف خود را با دولت خودگردان فلسطین کنار گذاشته دست در دست هم نهاده و با اسراییل بگونه ای عمل کنند گه هرگونه بهانه و دستاویزی برای عملیات دلخراش و توحش آمیز گرفته شود. انتقام زاینده ی انتقام است و دور تسلسل هیچگاه کار جنگ و خونریزی را پایان نمی بخشد.

جبهه ملی ایران، ضمن تقبیح هرگونه خشونت، تروریسم و جنایت جنگی، با خانواده های غیرنظامیان بیگناه کشته شده در فلسطین و اسرائیل احساس همدردی می کند، و از همه کشورهای بی طرف و باورمند به حقوق بشر دعوت می نماید تا با محکوم ساختن این جنایات و فشار بر دو طرف درگیری، برای پایان بخشیدن به این فاجعه یاری رسانند تا گروه های میانه رو در منطقه ابتکار عمل را بدست گیرند و روند صلح را پی جویند و با توافق هایی اصولی و با ثبات، و عمل به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، بویژه قطعنامه شماره 338، برای تشکیل دولت مستقل فلسطین، آرامش را به منطقه بازگردانند و جنگ طلبان را در رسیدن به اهدافشان ناکامیاب سازند.

جبهه ملی ایران
تهران - 18 دیماه

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:25  توسط هیربد  | 
 

بنام خداوند جان و خرد



آینه چون چهر تو بنمود راست

خود شکن، آئینه شکستن خطاست

یورش به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر را که در آنجا گروهی از فداکارترین و بشردوسترین حقوقدانان ما شجاعانه به دفاع از حقوق قانونی و مدنی هم میهنان خود می پردازند، آنهم متعاقب و در واکنش به قطعنامه شورای امنیت علیه کارنامه حقوق بشری جمهوری اسلامی، محکوم می کند و آن را نشانگر چیزی جز درماندگی نمی داند. بقدرت نشستگان حاکمیت باید از به یاد بیاورند، که ایران یکی از کشورهای امضا کننده اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های آن می باشد، و جمهوری اسلامی ملزم به رعایت مفاد آن و احترام به قانون است. حال آنکه این حرکت جمهوری اسلامی نقض فاحش و سازمان یافته حقوق بشر بشمار می آید که متاسفانه در همه عرصه های زندگی ملت ایران شاهد آن بوده و هستیم. حمله به خانه بانو شیرین عبادی، برنده جایزه حقوق بشر نوبل، توهین و تعرض به ابتدایی ترین حقوق شهروندی که همانا امنیت در پناه قانون است می باشد.

سرکوب دگراندیشان و روزنامه نگاران، زیر فشار گذاشتن مستمر دانشجویان فعال در عرصه اجتماعی، ممنوع کردن فعالیت حزبهای سیاسی ناهمسو با حاکمیت، بستن روزنامه ها و نشریه های منتقد، رسانه های الکترونیک، جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات، و کوشش برای یکصدا کردن رسانه ها در کنار حاکمیت، از این زمره اعمال غیرقانونی ناقض حقوق بشر است. در چنین شرایطی، تجاوز به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و تعطیل کردن آن، هر چند حکایت از عزم جدی قدرتمداران حاکمیت برای خاموش ساختن هر ندا و اقدامی در راستای احیای حقوق بشر پایمال شده در این کشور است، ولی هیچ تاثیری در مبارزه مردم ایران برای احقاق حقوق خود نخواهد داشت.

جبهه ملی ایران اینگونه اقدامات را که نقض فاحش حقوق شهروندی و زیر پا گذاشتن آزادیهای مشروع ملت ایران و تعهدات بین المللی است، بشدت محکوم می کند و خواستار بازگشایی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر و از سرگیری فعالیت آن و نیز رفع توقیف از همه رسانه هاست، و یادآور می شود که اینگونه اقدامات در راستای ضدیت با منافع ملی و خواست ملت ایران می باشد.

شورای رهبری جبهه ملی ایران

تهران - 17 دیماه 1387

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 17:11  توسط هیربد  | 
 

 

یکی از اقدامات ناروای اخیر دولت جمهوری اسلامی قفل زدن به دفتر نمایندگی حقوق بشر درایران وپراکنده ساختن دعوت شدگان به این دفتر واهانت به خانم شیرین عبادی برنده جایزه جهانی صلح نوبل ومسئول دفترنمایندگی سازمان حقوق بشراست.

این عمل ناشایست وشرم آورنشان دهنده آنست که جمهوری اسلامی علاوه براین که به موضوع حقوق بشر هیچ توجه واعتنائی ندارد نسبت به آن حالت خصمانه وقیافه دشمنانه به خود گرفته ودست به کاری می زندکه در دنیای امروز بسیارقبیح وناستوده است.

جبهه ملی ایران این کارنسنجیده را که حاکی ازخودکامگی مطلق ومنادی استبداد است محکوم میکند وآن را مخل امنیت ملی ومخالف مصالح کشور ومایه ی اعتراض آزادیخواهان به ویژه جوانان می شناسد.



تهران- جبهه ملی ایران

بتاریخ12 دی 1387

 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 13:15  توسط هیربد  | 
 

 

تاریخچه مختصری از قرارداد نیروگاه بوشهر و سیر تحولات آن را در طول سالهای اخیر بفرمایید.

بقرارداد نیروگاه هسته ای بوشهر برای استفاده از تکنولوژی هسته ای برای مقاصد صلح جویانه انجام گرفت، قراردادی با زیمنس آلمان، قراردادی با شرکت اردیف فرانسه که ایران یک میلیارد دلار سهم شرکت را خریداری کرده بود و یک میلیارد دلار نیز به دولت فرانسه وام اعطا شد و برای تأسیس چند نیروگاه قراردادهایی با آمریکایی منعقد شد. به دلیل برخورد با انقلاب قراردادهای فرانسوی و آمریکایی تحقق پیدا نکرد. 80% از قرارداد زمینس آلمان نیز پیشرفت کرده بود، که بدلیل مواجه با انقلاب اسلامی متوقف شد. در آغاز انقلاب، ایران موضعی نسبتاً مخالف در استفاده از انرژی هسته ای گرفت. قرارداد با فرانسوی ها یک جانبه لغو شد، و ایران متحمل خساراتی شد و مجبور به پرداخت غرامت گردید. سازمان انرژی اتمی نیز دستخوش کاستی هایی شد و برخی از کارمندان آن به وزارت خانه های دیگر منتقل شدند. بعد از جنگ ایران با تجربیاتی که به دست آورد و با سلاح های شیمیایی که عراقی ها بکار بردند مواجه شد تصمیم گرفت در تکمیل این نیروگاه در جهت مقاصد سودجویانه راه جدیدی را در پیش بگیرد. به این منظور ابتدا با چینی ها وارد مذاکره شد، ولی بعد از مدتی آنها عقب نشینی کردند. پس از آن با دولت شوروی مذاکره شد و قراردادی منعقد شد که پس از فروپاشی شوروی دولت روسیه متعهد شد که نیروگاه را تکمیل کند. ضمن اینکه کارشناسان شوروی در نیروگاه بوشهر فعال بودند برنامه ای پیش بینی شد و ضرب العجل هایی تعیین شد که موجبات تأخیر را فراهم آورد. برای تأخیر، روس ها سه نکته را مطرح نمودند بخصوص در 2 سال اخیر، 1- مسئله مالی، که ایران در پرداخت تعهد مالی خود تاخیر نموده است 2- برخی از مقامات روس اعلام نمودند که چون روس ها به قطع نامه 1747 شورای امنیت رای مثبت داده است بنابراین نوعی تعهد در قبال این قطع نامه شورای امنیت دارد. 3- در اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای خزر، آقای پوتین اظهار داشتند که 80% وسیله هایی که آلمان ها استفاده کرده اند از تکنولوژی کهنه ای بوده است و بنابراین نیاز به بازسازی دارد و این باعث تأخیر است. ولی دو رویداد باعث تجدیدنظر روس ها شد. یکی گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد فعالیت های هسته ای ایران بود، که علائم و نشانه هایی که حاکی از تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای باشد نیافتند و ایران به ایمنی هایی که آژانس در نظر داشته پایبند شده است و دوم گزارش 16 نهاد امنیتی آمریکا که اشاره داشته است به این که در سال 2003 ایران تلاشی برای دسترسی به سلاح هسته ای نداشته است. این دو رویداد باعث ایجاد فضایی جدید شد و در نتیجه روس ها انتقال سوخت هسته ای را ظاهراً انجام دادند ولی طبق گفته های آنان این نیروگاه تا سال 2008 قابل استفاده نخواهد بود، در حقیقت این مسئله اکنون تبدیل به دیپلماسی انرژی شده است و این دیپلماسی جایگاه ویژه ای احراز کرده است. و به خصوص روسها از مسئله هسته ای ایران در جهت ارتقاء موضع خود در قبال غربی ها استفاده می کنند و در پرتو دو گزارشی که اعلام شد آزادی عملی بیشتری را در پیش کرفته اند. نکته ای که در فضای جدید دیپلماسی انرژی را بیشتر مطرح کرده است قراردادی است که اخیراً به امضای روسیه و قزاقستان برای انتقال نفت و گاز از روسیه به اروپا رسیده است. احتمالاً روسیه در آینده کانون عمده ای برای گاز خواهد شد و ممکن است بعدها انتقال گاز ایران به اروپا از طریق روسیه انجام بگیرد دیپلماسی انرژی بنا خواهد بود ایران را در این مقوله وارد کند. به خصوص که اظهاراتی از سوی مقامات ایرانی و روسی در مورد ایجاد سازمانی شبیه (Opec) در مورد کشورهای تولید کننده گاز شنیده شده است. بدین ترتیب روس ها در پی آن خواهند بود که انتقال گاز به اروپا در درجه اول از طریق روسیه باشد. بنابراین مسئله انتقال سوخت هسته ای برای نیروگاه بوشهر دیپلماسی انرژی را فعال تر و پررنگ تر کرده است - بنابراین می توان اقدام روس ها را نوعی تقابل با آمریکا و اروپا به حساب آورد؟ بله اخیراً پوتین رسماً تأکید کرد به دلیل کهنه بودن تکنولوژی ای که آلمان ها در 20 سال قبل استفاده کرده اند نیاز به بازسازی و اقدامات طولانی تر است ولی بعد از این فاصله کوتاه و بعد از انتشار این دو گزارش که جو جدیدی را به همراه آورد فضای ایجاد شد تا آنها بتوانند موضع گیری مستقلی بکنند و استقلال رأی بیشتری در قبال غرب در پیش بگیرند. اگر این موارد را با موضع گیری روسیه در قبال پایگاه های سپر دفاعی موشکی در لهستان و چکسلواکی از یک سو و مخالفت جدی تر با توسعه ناتو به شرق و خروج روسیه از قرارداد با ناتو را در نظر بگیریم. به این نتیجه می رسیم که روسیه بنا دارد در قبال غرب موضع گیری هایی کاملاً جداگانه و مستقل اتخاذ کند تا به تعاملات جدیدی برای اخذ امتیازات بیشتر و به رسمیت شناختن جایگاه بالاترش در نظام بین المللی برسد. و بنابراین به نظر می رسد آنها تا به حال از مسئله ی ایران استفاده ابزاری کرده اند ولی در حال حاضر این استفاده را به صورت جدی تر و بهینه تری مدنظر دارند. - با توجه به شرایط پیش آمده شاهد یک سری نرمش ها در مورد پرونده هسته ای ایران هستیم. جورج بوش بصورت تلویحی از ارسال سوخت به ایران حمایت کرده و رایس هم اظهار داشته است که در صورت تعلیق غنی سازی آماده گفتگو با همتای ایرانی خود در هرجا و هر زمان است. آیا می توان این نرمش ها را حاصل ادبیات تقابلی دولت مردان دولت نهم دانست؟ خیر. گره واقعی مشکل ما در رابطه با غرب است، کلید حل نهایی این مشکل که به صورت یک معضل درآمده است در رابطه با جهان غرب، اروپا و آمریکاست و بنابراین باید از این فرصتی که به نفع ایران پیش آمده است و کشور را از حالت انفعالی خارج کرده است، برای ورود به یک گفت و گوی سازنده با کشورهای غربی استفاده کنیم. اخیراً خانم رایس اظهار نمودند که حتی تعلیق موقتی نیز می تواند برای ما قابل قبول باشد. ما اگر تمام اتکایمان به روسیه باشد، متضرر خواهیم شد چرا که برخورد آنها با ما تاکتیکی خواهد بود نه استراتژیک. ممکن است کمی بیشتر از تاکتیکی باشد، ولی نهایتاً استراتزیک نخواهد بود، زیرا تعاملات آنها با غرب و آمریکا بسیار گسترده است، و بنابراین ما را در انتخاب نهایی در میانه راه رها خواهند داد. ما باید مسئله را بصورت کلیدی و کامل حل کنیم. - ارسال سوخت و تضمین تأمین آن باعث شده است که این گفته پیش آید که ایران دیگر نیازی به غنی سازی ندارد بله با این وصف دیگر نیازی به پروسه غنی کردن نخواهد بود. اما اگر به همین اکتفا شود، یعنی اگر فکر کنیم که وضعیت موجود استمرار پیدا خواهد کرد و به نفع ما پیش می رود دچار اشتباه شده ایم، و تحریم ها به صورت یک جانبه و چندجانبه در آینده اتفاق خواهد افتاد. اگر قطع نامه شورای امنیت صادر نشود احتمالاً غربی ها یک خط مشی یک جانبه در پیش خواهند گرفت. همانطور که آمریکایی ها قبلاً این خط مش را داشته اند. اگر نرمشی از سوی غربی ها ایجاد می شود نباید فکر کنیم شرایط همیشه به این روال خواهد بود. روسیه بنا دارد ما را بیش از پیش به خود متکی کند و از تمام فرصت ها برای ارتقاء جایگاه خود استفاده کند و ویژگی های شوروی سابق را البته با در نظر گرفتن عنصر زمان احیا کند. می توانیم از این موضع روس ها استفاده کنیم ولی به صورت محدود، که حل مشکلات اساسی ما را در پی نخواهد داشت. - نشانه ای در هیأت حاکمه ایران مبنی بر استفاده از این فرصت دیده می شود؟ در حال حاضر همه به دنبال انتخابات آینده هستند و مشکلات مربوط به تورم و بیکاری و به طور کلی رکود اقتصادی روزافزون است. همه ی هم و غم دولت انتخابات چند ماه آینده است و در ظاهر نگرش لازم برای حل معضل نشان داده نشده است. امیدواریم در فرصت پیش آمده توجهی درخور صورت بگیرد. - زلمای خلیل زاد نماینده ایالات متحده در سازمان ملل از ارائه پیش نویس تحریم های جدید علیه ایران خبر داده و در عین حال گفته است آمریکا و اروپا آماده فرستادن سوخت به ایران هستند. این دو را چگونه می شود در کنار هم قرار داد؟ این اظهارات در ادامه ی سیاست های آنهاست به این صورت است که ما با همین مقداری که ایران در نطنز پیشرفت کرده موافقیم ولی برای فعالیت های فراتر از آن شرایز باید به صورتی باشد که سوخت از خارج تأمین بشود و در حال حاضر روسیه این سوخت را تأمین می کند. آنها می توانند نه تنها سوخت نیروگاه بوشهر بلکه سوخت نیروگاه نطنز را نیز تأمین کنند. و بدین ترتیب نگرانی آنها برطرف می شود، نیاز ایران تأمین می شود و مسئله حل می شود و طرفین می توانند وارد یک مذاکره جدید شوند. فرض کنیم اگر ایران وارد مرحله ای شود که خود سوخت را تأمین کند اما بخواهد با هزینه گزافی از آنها خریداری کند. این برای ایران قابل قبول نخواهد بود. بنابراین باید به تفاهم برسند که هزینه سوختی که آنها تأمین می کنند برای ایران هم قابل قبول باشد، این مدلی از یک گفت و گو ی سازنده است. در هر حال نفس پیشنهاد آن در خور بررسی و توجه است، و برای توافق و اجرای آن می توان باب مذاکرات جدیدی را گشود.

منبع

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 14:22  توسط هیربد  | 
 

روزنامه اعتماد

چهارشنبه ۱۱/۱۰/۱۳۸۷

داود هرميداس باوند

آنچه امروز در غزه اتفاق مي افتد نمي تواند يک برخورد و عکس العمل باشد. گرچه اسرائيل مدعي است که صرفاً واکنش نشان داده است اما تمام شواهد و قرائن ثابت مي کند اين رويداد ناشي از يک برنامه درازمدت و از پيش تعيين شده است. از اين رو برخورد با آن نيز تدبيري متفاوت مي طلبد. اعتراض تمام ملت ها و نهادهاي حقوق بشري نيز در همين راستا است. همگي معتقدند اقدامات اسرائيل خارج از يک عکس العمل معمولي است. به عبارتي هيچ نسبتي بين ادعايشان و اقدام شان وجود ندارد. از اين رو پيش بيني مي شود اين اعتراضات گستردگي بيشتري در سطح جهان داشته باشد. خصوصاً اگر قرار باشد بر تعداد مجروحان و شهدا افزوده شود احتمالاً واکنش مردم منطقه نيز بيش از پيش خواهد شد.

برخورد شوراي امنيت نيز بسيار ملايم بوده است و با واکنش مردم همخواني ندارد. برخي دولت ها نيز گرچه مواضع صريحي در اين زمينه داشتند اما واکنش مردم تا به امروز تاثيرگذارتر بوده است از اين منظر مردم منطقه يا حتي غرب از شوراي امنيت و برخي نهادهاي حقوق بشري و دولت ها جلوتر بوده و هستند که البته اين پيشگامي هم قابل انتظار بود چون غالب دولت ها در هر حال براساس مصالح و منافع خود تصميم مي گيرند مثلاً آقاي عباس رئيس منطقه خودگردان کرانه غربي بار اين مشکل را به دوش حماس نهاد يا دولت مصر که طي اظهاراتي از جانب وزير خارجه اش همين رويکرد را داشت و بسيار برخورد نازلي صورت گرفت لذا اگر از دولت ها اميد واکنش درخوري است، چندان ره به جايي نمي برد زيرا آنها بيش از هر چيز منافع خود را لحاظ مي کنند از اين رو يا سکوت مي کنند يا در بهترين حالت همان مواضعي را اتخاذ مي کنند که برخي سران عرب اتخاذ کردند يعني رجوع تمام مشکلات و معضلات به حماس که اين نيز در نوع خود بسيار تعجب آور است.

از ديگر نهادهايي که اميد اقدامي جدي مي رود کنفرانس اسلامي يا اتحاديه عرب است اما به نظر من اين نهادها نيز به رغم آنکه ميل همکاري و سعي در حل مشکل دارند، نمي توانند در اين فرصت موثر واقع شوند زيرا تا آنها تصميم بگيرند و تشکيل جلسه دهند لااقل چند روزي مي گذرد که در همين مدت اسرائيل تمام برنامه هايش را عملي مي سازد. اين نهادها نيز درنهايت مي توانند با صدور قطعنامه هايي به اسرائيل هشدار دهند که به نظر من تا قبل از اين مرحله اسرائيل کار خود را پيش مي برد.

حزب الله لبنان هم مي تواند در اين مساله ورود داشته باشد و برخي احتمال واکنش حزب الله را منتفي نمي دانند اما به نظر من حزب الله لبنان در اين مساله حضوري مستقيم نخواهد داشت زيرا شرايط فعلي لبنان در آرامش و آ

چهارشنبه سايش نسبي رقم مي خورد و اگر حزب الله در اين مساله نيز وارد شود قطعاً لبنان نيز درگير خواهد شد و اين به نفع لبنان و حزب الله نخواهد بود و مي تواند محبوبيت حزب الله را کاهش دهد. در ماجراي جنگ 33 روزه مساله متفاوت بود. آن زمان حزب الله از سرزمين خود و از لبنان دفاع مي کرد و براي مردم نيز اين توجيه وجود داشت که چرا بايد بجنگيم اما در شرايط فعلي وضعيت متفاوت است. البته قطعاً حزب الله با امکانات تبليغي خود به نفع مردم غزه اقداماتي را ترتيب خواهد داد ولي ورود مستقيم به غزه بعيد است.

اما در پايان و در مورد انگيزه اسرائيل از اين اقدام دو نظر متفاوت وجود دارد. برخي مي گويند اين اقدام اسرائيل يک برنامه قاطع و هدفمند است و برخي معتقدند جزء «اقدامات تنبيهي» است. من نيز حرکات اخير اسرائيل را جزء اقدامات تنبيهي مي دانم. در اين مدل ابتدا ضربات قاطعي وارد مي شود و بعد عقب نشيني مي کنند و شعار صلح مي دهند. اسرائيل نيز به احتمال زياد قصد دارد بعداً با شعار صلح و آرامش کار خود را ادامه دهد که در هر صورت بايد منتظر تبعات آن ماند

 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 16:32  توسط هیربد  | 

دکتر باوند معتقد است، ايجاد "پست ويژه ايران" در دولت آتي آمريکا، با توجه به وارد کردن کشورهاي منطقه به پرونده هسته‌اي جمهوري اسلامي، نشانگر گشودن جبهه‌اي تازه از سوي آمريکا در برابر ايران براي ايجاد فشارهاي بيشتر است. 
روزنامه‌ي "واشنگتن‌تايمز" از قطعي شدن "پست ويژه‌ي ايران" در دولت آتي آمريکا خبر داده است. بر اساس اين گزارش، فردي که در راس اين سمت قرار مي‌گيرد، عنوان "مسئول توسعه‌ي ايران" را خواهد داشت. 


در گزارش "واشنگتن‌تايمز"، از جمله از رايان کروکر، سفير آمريکا در عراق، و دنيس راس، مشاور باراک اوباما، به‌عنوان نامزدهاي احراز پست ويژه‌ي ايران در وزارت خارجه‌ي آمريکا نام برده شده است. 


سخنگوي هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه‌ي آتي آمريکا، از اظهار نظر پيرامون خبر قطعي شدن "پست ويژ‌ه‌ي ايران" در دولت باراک اوباما امتناع کرد. 


دکتر داود هرميداس باوند، استاد علوم سياسي و کارشناس روابط بين‌الملل، در گفت‌وگو با دويچه وله مي‌گويد، اهميت و فوريت مسئله‌ي ايران باعث طرح ايجاد چنين مرکزي در وزارت خارجه‌ي ايالات متحده شده است. 


دکتر باوند تاکيد دارد که ايجاد چنين پست جديدي، بخصوص با توجه به وارد کردن کشورهاي عربي و کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس به پرونده‌ي هسته‌اي ايران، نشانگر گشودن جبهه‌اي تازه از سوي آمريکا در برابر ايران است؛ جبهه‌اي که تلاش مي‌کند از جهات گوناگون ايران را زير فشار بگذارد. 

اواسط ماه جاري ميلادي، نمايندگان گروه ۵+۱ با حضور نمايندگان کشورهاي عضو همکاري خليج فارس، عراق، مصر و اردن در رابطه با مناقشه‌ي هسته‌اي ايران نشستي را در نيويورک برگزار کردند. 


ايالات متحده که برنامه‌ي هسته‌اي ايران را خطري براي امنيت جهاني مي‌داند، مي‌خواهد با جلب حمايت و همکاري کشورهاي عربي، جمهوري اسلامي ايران را هر چه بيشتر در سطح بين‌المللي منزوي کند. 


نشست مشترک گروه ۵+۱ و نمايندگان کشورهاي عربي، از سوي آيت‌الله خامنه‌اي به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. رهبر جمهوري اسلامي ايران در رابطه با اين ديدار گفت: «اين حداکثر کاري است که دشمن مي‌تواند بکند». 


اکبر هاشمي رفسنجاني، رييس مجمع تشخيص مصلحت، نيز روز يکشنبه، اول دي‌ماه، وارد کردن کشورهاي عربي به پرونده‌ي هسته‌اي ايران را "توطئه‌ي جديد غربي‌ها" خواند و گفت: «غربي‌ها مي‌خواهند از وضع منطقه سوءاستفاده کنند. اگر تا حالا شريکان آنها اروپايي‌ها، چين و روسيه بودند، حالا مي‌خواهند از کشورهاي منطقه براي خود شريک بگيرند». 


برخي تحليلگران طرح ايجاد "پست جديد ايران" در دولت آتي آمريکا را در ارتباط با بررسي دقيق مسايل ايران و زمينه‌سازي براي مذاکره‌ي مستقيم دو کشور ارزيابي مي‌کنند. اما ايالات متحده بارها تاکيد کرده است که مذاکره‌ي با ايران در سطح بالا تنها مشروط به تعليق غني‌سازي اورانيوم است. اين در حالي است که ايران بر تعليق غني‌سازي به عنوان خط قرمز خود در هر نوع مذاکره‌اي تاکيد دارد. 


دکتر هرميداس باوند مي‌گويد، هر دو طرف بايستي بدانند که "پذيرش تعديل نسبي" مواضع‌شان، شرط به نتيجه رسيدن هر مذاکره‌اي است. از نظر اين کارشناس روابط بين‌الملل، چنانچه "حسن نيت" براي حل معضلات ايران و آمريکا وجود نداشته باشد، اين معضلات مي‌توانند "پيامدهاي نگران‌کننده‌اي" داشته باشند. 

دويچه وله

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 12:3  توسط هیربد  | 

ادوارنیوز:محمد آقا مدیر شانه‌چی، كه در اوایل انقلاب مسوولیت دفتر آیت‌الله طالقانی را برعهده داشت، روز پنج‌شنبه بیست و هشتم آذر ماه، در مشهد، درگذشت. پیكر وی دیروز در مراسمی با حضور علاقه‌مندان جریان نواندیشی دینی و بستگانش در بهشت رضای مشهد به خاك سپرده شد

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:29  توسط هیربد  | 
 
  بالا