|
دکتر داوود هرمیداس باوند
|
||
|
نظرات و سخنان استاد دکتر داوود هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران |
نشست سران کشورهاي ساحلي درياي خزر در تهران فرصتي را پديد آورد تا رهبران اين کشورها بتوانند بار ديگر درباره رژيم حقوقي بزرگترين درياچه دنيا به گفت وگو بنشينند. در اين ميان اما مساله حق مالکيت هر يک از کشورهاي ساحلي از پهنه آبي و منابع اين دريا در کنار اين نکته که روزگاري ايران يکي از بزرگترين صاحبان درياي مازندران يا درياي کاسپين بوده است بسيار مهم است. تاکيد تهران بر مساله مالکيت مشاع و تقسيم برابر و نيز برخي اقدامات يکجانبه مسکو در بهره گيري از منابع شيلات و تلاش در جهت سرمايه گذاري (نفت و گاز) در بعضي مناطق اين دريا مهمترين چالش هايي است که در دستور کار نشست تهران قرار دارد. اگرچه به نظر مي رسد گفت وگوهاي حاشيه يي اين مذاکرات ميان تهران و مسکو درباره روند حمايت روسيه از برنامه هاي صلح آميز هسته يي ايران در مجامع جهاني و تاخير روس ها در انجام تعهداتشان در مورد راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر اهميتي کمتر از مساله درياي خزر نخواهد داشت. به هرحال کارشناسان مستقل بر اين اعتقادند که کنفرانس تهران فرصتي است تا ايران بار ديگر بر پيشنهاد خود مبني بر تقسيم برابر و مالکيت 20 درصدي بر درياي خزر پاي فشرده و با تاکيد بر عهدنامه هاي پيشين (1921 و 1940) حقوق خود را به همسايگان ساحلي يادآور شود. مالکيتي که گمان مي رود چندان از سوي همسايگان رعايت نشده و ايشان مي کوشند آن را تا مرز 13 درصد تقليل دهند. درباره ضرورت شکل گيري رژيم حقوقي درياي خزر و منافع ملي ايران، رفتارشناسي همسايگان ساحلي و ارزيابي رفتار مسکو در مواجهه با مساله مالکيت ايران در درياي خزر و ساير چالش هاي موجود با دکتر داود هرميداس باوند کارشناس بين الملل و استاد دانشگاه گفت وگو کرديم. آنچه در پي مي آيد حاصل اين گفت وگو است که يک روز پيش از کنفرانس تهران انجام شد.
-مهمترين دستور کار کنفرانس سران کشورهاي حاشيه درياي خزر تعيين رژيم حقوقي براي اين درياچه است. واقعيت اين است که فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و شکل گيري جمهوري هاي تازه استقلال يافته در همسايگي ايران و در حاشيه درياي خزر باعث شد که رژيم حقوقي اين دريا طي سال هاي اخير دچار تحولات و دگرگوني هاي مختلفي بشود. جنابعالي تعيين رژيم حقوقي براي درياي خزر را تا چه ميزان ضروري مي دانيد؟ از سوي ديگر و با عنايت به اينکه سهم قابل توجهي از منابع و مساحت اين دريا که تا چندي پيش درياي مازندران يا درياي کاسپين نام داشت به ايران تعلق دارد دستگاه ديپلماسي ايران بايستي با چه رويکردي در کنفرانس تهران گام بردارد تا بتواند از حقوق تاريخي و منافع ملي ايرانيان پاسداري کند؟
منافع ملي ايران در درياي خزر براساس عهدنامه هاي 1921 و 1940 که مبتني بر حقوق برابر و مشترک در گستره پهنه آبي اين دريا بوده پيش بيني شده است اما پس از فروپاشي شوروي و پديدار شدن سه کشور جديد ساحلي يعني قزاقستان، ترکمنستان و جمهوري آذربايجان بحث جديدي درباره رژيم حقوقي درياي خزر مطرح شد. از ابتدا ايران و روسيه توافق داشتند که مي بايست مذاکرات جديدي در چارچوب نظام مشاع و با در نظر گرفتن مقتضيات روز انجام شود و به همين دليل دولت روسيه نسبت به برخي اقداماتي که از ديگر دولت هاي ساحلي از جمله دولت آذربايجان که در رابطه با انعقاد قراردادهاي بهره برداري با شرکت هاي خارجي دنبال مي شد شديداً اعتراض کرد و سند مخالفت خود را در سازمان ملل توزيع و در دبيرخانه ثبت کرد. اما روسيه به يکباره و پس از سال 1998 خط مشي خود را تغيير داد يعني روسيه با انعقاد قراردادهاي دوجانبه با قزاقستان از يک سو و جمهوري آذربايجان از سوي ديگر اقدام به تقسيم بستر منطقه يي شمالي درياي خزر کرد. اين اقدام براساس طول سواحل و حد مناصفه صورت گرفت يعني اقدامي که مغاير با عهدنامه هاي 1921 و 1940 بود زيرا براساس اين دو عهدنامه طول سواحل به هيچ وجه مبناي نظام حقوقي اين دريا نبوده است.نتيجه اين اقدامات دوجانبه روسيه با قزاقستان و آذربايجان و نيز اقدام بعدي دو کشور قزاقستان و آذربايجان با همديگر سبب شد که حقوق حقه و تاريخي ايران دچار تضييع فاحش شود به طوري که سهم ايران در پي اين اقدامات به 12 يا 13 درصد در محدوده حق حقوقي آستارا و حسينقلي پيش بيني شد. وقتي تهران با اين اقدامات مواجه شد، براي حل آن پيشنهاد تقسيم برابر يعني 20 درصد براي هر يک از کشورهاي ساحلي را مطرح کرد.
-اين پيشنهاد در چه تاريخي بود؟ يعني ايران مساله تقسيم برابر براي هر کشور را چه زماني مطرح کرد؟
در سال 1998 و به دنبال اقداماتي که در اين سال روسيه با آذربايجان و قزاقستان انجام داد ايران علاوه بر تاکيد مجدد بر نظام مشاع پيشنهاد تازه يي مبني بر تقسيم برابر يعني 20 درصدي براي هر يک را مطرح کرد که با استقبال کشورهاي ساحلي مواجه نشد. ايران که به موجب عهدنامه هاي مذکور داراي حقوق مشترک در اين پهنه آبي بود، اکنون در نتيجه اقدامات، حقوق خود را در معرض خدشه اساسي مي ديد و لذا براي حفظ حداقل حقوق حقه خود اعلام کرد که اجازه نخواهد داد ساير کشورهاي ساحلي در محدوده 20درصد آب هاي مجاور ايران اقدامي انجام دهند. به همين دليل بود که شرکت بريتيش پترول که مشغول فعاليت و گمانه زني و کاوش در منطقه بود مجبور شد منطقه را ترک کند. اين اقدام ايران با اعتراض جمهوري آذربايجان و ترکمنستان مواجه شد و مذاکراتي براي حل اختلاف ها تدارک ديده و برگزار شد اما هنوز نتيجه يي در اين مورد به دست نيامده است.
-به هر حال همه تعيين رژيم حقوقي براي درياي خزر را يک ضرورت مي دانيم. از سوي ديگر برخي از واقعيت هاي تاريخي را هم بايد قبول کرد. زمان ما با دوراني که اغلب سرزمين هاي جمهوري آذربايجان يا ترکمنستان و... بخشي از خاک ايران زمين بوده اند تفاوت دارد. با تاکيد بر اينکه جمهوري هاي تازه استقلال يافته حاشيه درياي خزر حقوق قانوني خود را از منابع و سطوح آبي اين دريا مطالبه مي کنند به نظر شما ايران تا چه حدي مي تواند بر مواضع قديمي خويش پاي بفشارد؟
اصلاً موضوع ساحل خاکي يا سواحل مطرح نيست، در اين دو عهدنامه اگر طول ساحل مبنا بود از همان ابتدا مي بايست سهم ايران را بر اساس خط آستارا تا حسينقلي تعيين مي کردند اما چون اين مساله چنين نبوده است مشارکت و برابري در تمام پهنه در نظر گرفته شده است. لذا تاکيد بر استفاده از طول ساحل براي تقسيم، اقدامي يکجانبه و مغاير با اصول مندرج در عهدنامه هاي مذکور است. ضمناً در اين تقسيم آب هاي فوقاني درياي خزر مي بايست به صورت مشترک استفاده شود ولي در اقدامات اخير روسيه گام به گام ديگر صور درياي خزر را هم تحت پوشش قرار داده است. مثلاً درباره مساله شيلات، روسيه طرحي را مطرح و پيشنهاد کرد که براساس آن آب هاي مجاور روسيه به عنوان منطقه يي ويژه تلقي شده و هرگونه داد و ستد و بررسي در آن منحصراً در اختيار روسيه قرار گرفته است. همچنين درباره بقيه آب هاي خزر روسيه براي مساله شيلات يک رژيم سهميه بندي را پيشنهاد کرده است که اين سهميه بندي با در نظر گرفتن مولفه هاي صيد در پهنه دريا يا ساحل، ميزان و نوع تکنولوژي صيادي در کشورهاي ساحلي که تا چندي پيش تنها در اختيار ايران و شوروي بود و نيز از لحاظ پيشرفت تکنولوژي صيد در مورد تکثير آبزيان ضوابطي را در دل خود دارد که براساس آن سهم عمده يي براي روسيه در نظر گرفته شده و سهم هاي کوچک تري به ديگر کشورها اختصاص يافته است. خلاصه مطلب اينکه در رابطه با صور مختلف درياي خزر عملاً اقدامات گوناگوني صورت گرفته که ايران را در معرض عمل انجام شده قرار داده است. ايران خواهان غيرنظامي بودن درياي خزر است. ايران معتقد است اين دريا بايد به عنوان پل دوستي بين کشورها تلقي شود در حالي که روسيه شديداً به دنبال نظامي کردن اين دريا و انتقال قسمتي از ناوگان دريايي خود از درياي سياه به درياي خزر است. بنابراين رژيم حقوقي درياي خزر عملاً و تا پيش از کنفرانس اخير به وسيله برخي اقدامات انجام گرفته همسايگان شکل گرفته است. به نظر مي رسد آنچه در نشست تهران دنبال خواهد شد رفع برخي ابهامات يا بقاياي اختلافاتي است که از گذشته وجود داشته است و انتظار نمي رود که اين کنفرانس به فرآيند قابل قبولي دست يابد.
-آقاي دکتر، طرح رژيم حقوقي جديد براي درياي خزر که طي آن سهم ايران از 20 به 13 درصد کاهش يابد هنوز به تصويب رهبران کشورهاي ساحلي نرسيده است. پرسش اينجا است با توجه به اينکه روسيه عملاً برخي از مفاد قراردادها را به صورت يکجانبه زيرپا گذاشته يا اقداماتي را به صورت يکسويه انجام داده است چرا ايران تاکنون اعتراض جدي نکرده است. به نظر مي رسد شاهد يک مصالحه و سکوت از سوي دستگاه ديپلماسي تهران در اين رابطه هستيم. آيا راهي براي خروج از بحران شکل گرفته و تاکيد بر همان تقسيم برابر و حق 20 درصدي از اين دريا وجود دارد؟
اولاً من کلمه مصالحه را قبول ندارم زيرا مصالحه به معناي يک موازنه منصفانه بين طرفين است. در صورتي که اگر قرار است حقوق يک طرف اينچنين تضييع شود لفظ مصالحه مناسب نيست. مصالحه بايد مرضي الطرفين باشد. وقتي ايران از يک طرف در مقابل شرايط تحميلي و انجام شده قرار گرفته است ما نمي توانيم نام آن را مصالحه بگذاريم، ايران بايد در اين مذاکرات بر حقوق خود که در شرايط کنوني و در پي وضعيت شکل گرفته حداقل 20 درصد است پاي بفشارد و بر سر آن مذاکره کند و بکوشد تا به توافق دست يابد. از سوي ديگر يکي از راه هاي باقي مانده هم اين است که ايران مساله را به ديوان بين المللي ببرد. براي ارجاع اين مساله به ديوان رضايت طرف هاي اختلاف ضروري است يعني اگر طرف هاي اختلاف موافقت نکنند امکان طرح مساله در ديوان وجود ندارد اما يک نقطه مثبت در اين ماجرا اين است که اگر ايران متقاضي ارجاع مساله به ديوان شود و طرف هاي مقابل آن را نپذيرند اين نکته از لحاظ رواني و تبليغاتي موضع ايران را در جامعه بين الملل تقويت مي کند و تهران مي تواند با اعتماد به نفس بيشتري درباره حداقل حقوق خود که 20 درصد است پايداري و پافشاري کند.
-تهران و مسکو در حاشيه اين کنفرانس مذاکرات مهمي خواهند داشت. به هرحال مساله راي مخالف مسکو در شوراي امنيت در برابر کشورهايي که خواستار تشديد تحريم ها عليه ايران هستند و مساله راه اندازي نيروگاه بوشهر دو راس ديگر مذاکرات سه گانه تهران و مسکو است. شما تا چه تعداد مذاکرات حاشيه يي را در فرجام اين کنفرانس موثر مي دانيد. مسائل جانبي روابط ايران و روسيه تا چه حد و مرزي بر سرنوشت حقوق مالکيت ايران در درياي خزر موثر است؟
اين بار و در مذاکرات تهران بايد گفت که تصادفاً مسائل حاشيه يي اولويت پيدا کرده است. واقعيت اين است که در حاشيه مذاکرات مربوط به رژيم حقوقي درياي خزر محور غالب مذاکرات دوجانبه ايران و روسيه در مورد تکنولوژي هسته يي خواهد بود. اين مذاکرات دو جنبه اساسي دارد؛ بخش نخست آن مربوط به مساله نيروگاه اتمي بوشهر است و مساله ديگر مربوط به نقش مسکو در شوراي امنيت و جريان مذاکرات ايران با نمايندگان آژانس بين المللي انرژي اتمي است. نکته مهم در اينجا اين است که بايد اعتراف کنيم تا همين لحظه روش برخورد روسيه با ايران، برخوردي تاکتيکي است ولي در رابطه با کشورهاي غربي و به ويژه امريکا نحوه برخورد مسکو کاملاً استراتژيک بوده است. به اين معنا که روسيه به رغم برخي اقدامات تاکتيکي و موضع گيري هاي لفظي مثبت به نفع ايران در لحظات استراتژيک که معطوف به اخذ تصميم است همواره همگام با کشورهاي غربي بوده که گواه روشن اين مدعا آراي مسکو در هنگام صدور قطعنامه هاي 1737 و 1747 شوراي امنيت عليه ايران است بنابراين در حوادث اخير که شعارهاي احتمال استفاده سخت افزاري عليه برنامه هاي هسته يي ايران مطرح مي شود و برخي اظهارات اخير آقاي سارکوزي و وزير امور خارجه فرانسه و نيز مساله قطعنامه سوم که فعلاً تا ماه نوامبر به تعويق افتاده است از يک سو و از سوي ديگر در شرايطي که مساله هسته يي ايران با بحران عراق پيوند داده شده يا در حال پيوند خوردن است روسيه برخي اظهارات و مواضع حمايتي خود را از ايران ابراز کرده که موجب خشنودي تهران شده است.مسکو در اين شرايط اشعار داشته است که هنوز هيچ دليل محکمي مبني بر تلاش ايران براي دسترسي به سلاح هسته يي وجود ندارد و بر اين مساله در مذاکره با رايس و سارکوزي نيز تاکيد کرده است. همچنين روسيه اعلام کرده شوراي امنيت بايستي تا زماني که گزارش آژانس منتشر نشده است رسيدگي به پرونده ايران را به تعويق بيندازد. در پرتو اين اظهارات جديد مسکو و آنچه در مذاکرات تهران گفته خواهد شد اين نگراني وجود دارد که مبادا در لواي اين مواضع جديد و به خاطر جلب همکاري روسيه درباره تکنولوژي هسته يي، ايران ناخودآگاه در برابر مطالبات روسيه در مورد درياي خزر راه فرعي امتيازدهي بيشتر را در پيش بگيرد يعني اينکه تهران به جاي اينکه در مورد حقوق تضييع شده خود تلاش کند به خاطر موضوع ديگري که موضوع روز است و اولويت نيز پيدا کرده به نوعي تسليم ضمني پيشنهادهاي روسيه شود.به هرحال اميد اين است که با توجه به آنچه تاکنون انجام گرفته يعني برخورد تاکتيکي با ايران و برخورد استراتژيک با ديگر کشورها در موضوع هسته يي و تقارن اين مسائل يک منفعت فداي منافع احتمالي موضوع دوم نشود.
-در اين ميان نقش ساير کشورهاي ساحلي از جمله قزاقستان و جمهوري آذربايجان چقدر است؟ به جز روسيه ديپلماسي ايران در برابر اين سه کشور چگونه است؟
متاسفانه اقداماتي که روسيه تاکنون انجام داده باعث شده برخي نگراني هاي اين کشورها برطرف شود. مثلاً تقسيم بستر درياي خزر و منابع آن نگراني شرکت هاي خارجي که در اين دريا فعال بوده و سرمايه گذاري کرده اند را رفع کرده و ديگر اينکه تا حدودي خواست ديگر کشورهاي ساحلي مانند قزاقستان، آذربايجان و ترکمنستان را تامين کرده و سوم اينکه با هدف هاي خاص اين سه کشور را در پروژه هاي نفت و گاز شريک کرده يا آنها را به مشارکت دعوت کرده است. مثلاً در امر بهره برداري از منابع، آذربايجان و قزاقستان حضوري فعال دارند و نيز قراردادهاي دوجانبه يي با ترکمنستان در مورد انتقال نفت و گاز و ترانزيت آن منعقد شده است. به موجب اين قراردادها گاز از راه شمال و از طريق ترکمنستان و قزاقستان منتقل شده و با مساله خط بستر درياي خزر هم مخالفت شده است. روسيه هم از نظر زيست محيطي مايل نيست که اين خط به سمت غرب برود يعني مثل خط باکو- جيحان از طريق ترکيه به اروپا منتقل شود و هم اينکه تمايل دارد اين خطوط از طريق شمال به سوي پايگاه درياي روسيه در درياي شمال و نهايتاً به سوي بالتيک انتقال پيدا کند. در پي اين اقدامات هم کنسرسيوم هاي غربي راضي شده اند و هم اينکه منافع کشورهاي ساحلي و مسکو تامين شده است. ضمن اينکه روسيه شديداً بر آزادي کشتيراني و آزادي عمل در مساله شيلات که در طول تاريخ براي روس ها اهميت داشته و خواهان سهم بزرگي از شيلات بوده و اکنون اين سهم را براي خود قائل شده اند، تاکيد کرده است بنابراين کشورهاي ساحلي ديگر تنها بحثي که با روسيه داشتند درباره انتقال لوله هاي نفت و گاز بود که مسکو مي کوشيد اين خطوط از طريق شمال باشد و آنها خواهان مشارکت در اين پروژه بودند. اکنون آنها با حضور در برخي پروژه هاي انتقال نفت و گاز و فعاليت هايي که براي کاوش و بهره برداري در مناطق مختلف خزر از جمله مناطق آب شور يا ... انجام داده اند تا حد بسيار زيادي رضايت آنها را جلب کرده اند.
-براساس برخي اظهارات کارشناسان اکنون روسيه بدون اتکا به کنفرانس اخير تهران هم قادر خواهد بود همچنان برنامه هاي خود را در درياي خزر جلو ببرد و توافق با تهران چندان روي اهداف و برنامه هاي مسکو تاثير نخواهد داشت. به نظر شما علت انفعال ايران تا اين مقدار که مسکو توفيق يافته است حتي ساير کشورهاي ساحلي را با خود همراه کند چيست؟ چرا تاکنون شاهد صدور يک بيانيه هم در اين رابطه از سوي دستگاه ديپلماسي ايران نبوديم؟
دستگاه ديپلماسي ايران ابتدا راه همراهي و همگامي با روسيه را در پيش گرفت و اميد داشت که مشترکاً بتواند حقوق نسبي طرفين را حفظ کند. اما همان طور که اشاره کردم روسيه خط مشي متفاوتي را در پيش گرفت و عملاً ما را در معرض عمل انجام شده قرار داد. به هر حال در اين مذاکرات هنوز فرصت کوچکي باقي مانده است تا ايران بتواند موافقت آنها را با حداقل حقوق خود يعني مالکيت 20 درصدي جلب کند. ولي فعلاً آنچه بازتاب گسترده تري در جهان پيدا کرده است مذاکراتي است که در حاشيه و پيرامون درياي خزر صورت خواهد گرفت و اينکه پس از اين مذاکرات روسيه تا چه حد از رويه قبلي خود عدول خواهد کرد. مساله اين است که يکي از استراتژي هاي مهم دولت نهم نگاه به شرق است بدين معنا که ايران در حال حاضر مي کوشد با وارد کردن روسيه، چين و هند در مذاکرات هسته يي و فعال تر شدن آنها در مذاکراتي که تا چندي پيش کاملاً در انحصار غرب بود بخشي از تکروي ها و يکجانبه گرايي ها را خنثي کند. اما اين استراتژي جديد تاکنون چه از نظر عملي و چه از نظر اجرايي و تصميماتي که به صورت قطعنامه در شوراي امنيت و شوراي حکام آژانس گرفته شده است برخلاف انتظار به نفع تهران نبوده است. اين کشورها تنها با موضع گيري هاي تاکتيکي و حمايت هاي لفظي از ايران با تهران تعامل مي کنند ولي در عمل و هنگام تصميم گيري آنان نيز همراه و همگام با ديگر کشورهاي عضو دائمي شوراي امنيت يا گروه 1«5 رفتار مي کنند. بنابراين انتظار اين است که پس از اين مذاکرات (نشست تهران) مسکو تا حدودي خط مشي قبلي خود را تعديل کرده و در صورتي که اظهارنظري درباره ايران مطرح مي کند ترجمان عملي آن را هم به نمايش بگذارد ولي متاسفانه با سوابقي که از روس ها در دست است و بنابر تجربيات تاريخي، روسيه تاکنون چنين نکرده است. همچنين در مورد بوشهر و نيروگاه اتمي اين شهر هم روسيه دائم سه دليل عمده خود را مطرح مي کند؛ نخست مساله مالي است. روسيه اعلام مي کند که ايران به تعهدات مالي خود پايبند نبوده و لذا مادامي که ايران تعهدات مالي خود را ايفا نکند اين برنامه تمام نخواهد شد. مساله دوم استناد روس ها به قطعنامه هاي 1747 و 1737 شوراي امنيت است که تحريم ها عليه ايران را مطرح کرده است و اقدام روسيه براي تکميل نيروگاه بوشهر نقض مفاد اين قطعنامه ها محسوب مي شود. لذا آنان سياست تاخير و تعلل را در پيش گرفته اند. بنابراين در مورد بوشهر هم به نظر مي رسد در پرتو شرايطي که بر منطقه حاکم است و به ويژه مسائل نگران کننده يي که پيرامون آن در حال شکل گرفتن است و حساسيت جامعه جهاني، روسيه حاضر شود که به تعهدات خود در آينده يي نزديک عمل کند.
منبع :اعتماد
شاهنشاه ايران و رييس جمهور عراق نظر به اراده صادقانه طرفين، منعكس در توافق الجزيره مورخ 6 مارس 1975 براي نيل به حل و فصل قطعي و پايداري كليه مسايل ما به اختلاف بين دو كشور، نظر به اينكه طرفين بر اساس پروتكل قسطنطنيه مورخ 1913 و صورتجلسات كميسيون تحديد حدود 1914 به علامت گذاري مجدد قطعي مرز زميني و بر مبناي خط تالوگ به تحديد مرز رودخانهاي خود مبادرت نمودهاند. نظر به اراده طرفين به برقراري امنيت و اعتماد متقابل در طول مرز مشترك خود، نظر به پيوندهاي همجواري تاريخي و مذهبي و فرهنگي و تمدني موجود بين ملتهاي ايران و عراق، با تمايل به تحكيم پيوندهاي مودت و حسن همجواري و تشييد مناسبات فيمابين در زمينههاي اقتصادي و فرهنگي و توسعه مبادلات و مناسبات انساني بين مردم خود، بر اساس اصل تماميت ارضي و مصونيت مرزها از تجاوز و عدم مداخله در امور داخلي، با تصميم به بذل مساعي در جهت برقراري عصري جديد در مناسبات دوستانه بين ايران و عراق بر مبناي احترام كامل استقلال ملي و سلطه حاكميت مساوي دولتها، با اعتقاد به مشاركت در اجراي اصول و تحقق امال و اهداف ميثاق ملل متحد از اين طريق، تصميم به انعقاد عهدنامه حاضر گرفتند و بدين منظور نمايندگان تام الاختيار خود را به ترتيب ذيل تعيين نمودند:
شاهنشاه ايران: جناب آقاي عباسعلي خلعتبري، وزير امور خارجه ايران.
رييس جمهوري عراق: جناب آقاي سعدون حمادي، وزير امور خارجه عراق.
مشاراليهم پس از ارايه اختيارنامههاي خود كه در كمال صحت و اعتبار بود نسبت به مقررات مشروحه زير توافق نمودند:
داوود هرميداس باوند استاد دانشگاه هم در خصوص احقاق حقوق ايران در درياي خزر گفت؛ «در اين مساله ما با يک عمل انجام شده درباره صور مختلف درياي خزر قرار گرفته ايم. براساس عهدنامه 1921 و 1940 طول سواحل مبنا نبوده است. يعني ايران و شوروي حقوق پهناي مشترک داشته اند و طول سواحل مبناي تعيين حقوق نبوده است. فقط در مورد ماهيگيري در معاهده 1940 توافق شد که 10 مايل به عنوان منطقه انحصاري ماهيگيري باشد و ماوراي 10 مايل هم به صورت مشترک باشد.»
وي افزود؛ «ولي بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پديدار شدن سه کشور ساحلي جديد به نام هاي قزاقستان، ترکمنستان و جمهوري آذربايجان در سال 1998، روسيه بدون توجه به ضوابط مندرج در عهدنامه هاي 1921 و 1940 قراردادهاي دوجانبه يي ابتدا با قزاقستان و سپس با جمهوري آذربايجان در مورد تقسيم بستر درياي مازندران و منابع بستر منعقد کرد و بعد از آن نيز قزاقستان با جمهوري آذربايجان و قزاقستان با ترکمنستان اين کار را انجام دادند.»
دکتر باوند سپس با اشاره به موضع گيري ايران در خصوص انعقاد قراردادهاي دوجانبه بين کشورهاي ساحلي درياي خزر با يکديگر گفت؛ «ايران از ابتدا معتقد به يک رژيم مشاع بود و به اين اقدام دوجانبه اعتراض کرد. بعد از آن ايران پيشنهاد 20 درصد براي هر يک از کشورهاي ساحلي را داد که تقسيم مساوي 20 درصد است. ولي اين پيشنهاد ايران با استقبال ساير کشورهاي ساحلي روبه رو نشد.»
وي در مورد اقدام هاي ديگر ايران در خصوص تعيين رژيم حقوقي درياي خزر و احقاق حقوق حقه خود تبيين کرد؛ «اقدام بعدي ايران بر اين اساس بود که با توجه به اينکه در عهدنامه هاي 1921 و 1940 ايران داراي حقوق برابر و مشترک بوده و اينکه در نتيجه قراردادهاي دوجانبه ديگر کشورهاي ساحلي، حقوق تاريخي ايران دچار تضييع فاحش شده، بنابراين براي حفظ حداقل حقوق حقه خود اجازه نخواهد داد در 20 درصد آب هاي مجاور، ديگران فعاليتي کنند.» وي در ادامه افزود؛ «بر همين اساس کشتي کمپاني بريتانيايي که مشغول فعاليت در حوزه البرز بود، مجبور به ترک اين حوزه شد و از آن تاريخ تا به امروز مذاکراتي بين ايران - آذربايجان و ايران - ترکمنستان در اين باره در جريان است که ايران روي 20 درصد ايستادگي محکم کرده و خواهد کرد.»
در حالي که باوند به مسائل تاريخي و حقوقي رژيم حقوقي خزر پرداخت در ادامه در خصوص اظهارات اخير وزير امور خارجه در مورد سهم ايران از اين درياچه گفت؛ «متاسفانه آقاي متکي در مصاحبه مطبوعاتي مطلبي را اشاره کردند که به کلي با منافع ايران مغايرت داشت، يعني 3/11 درصد سهم ايران. در صورتي که چنين نيست و ايران در پهناي درياي خزر داراي حقوق مشترک بوده است. ولي اينک براي حفظ حداقل تا 20 درصد، اجازه دخالت نمي دهد.»
اين متخصص حقوق بين الملل و روابط بين الملل در ادامه تاکيد کرد؛ «وزير امور خارجه يي که بايد از مواضع کشور خودش آگاهي داشته باشد، آن هم در يک مصاحبه مطبوعاتي چنين اظهارنظري مي کند که بدون ترديد مورد استناد ديگر کشورهاي ساحلي قرار خواهد گرفت. به همين جهت هم سخنگوي وزارت امور خارجه مجبور شد که اظهارات آقاي متکي را تصحيح کند و تاکيد کرد که حداقل حقوق حقه ايران 20 درصد است.»
روزنامه اعتماد
http://www.etemaad.com/Released/86-10-15/150.htm
امروز ماموران امنیتی به مسجد ولیعصر، جایگاه برگزاری آیین آمرزشخواهی شادروان بانو بینظیر بوتو، که قرار بود فردا پنجشنبه 13 دی توسط جبهه ملی ایران برگزار شود، مراچعه و پس از توبیخ مدیر مسجد برای اجازه به جبهه ملی ایران جهت استفاده از مسجد، برگزاری مراسم را ممنوع اعلام کردند.
بنابراین، با پوزشخواهی از همه دوستان که برای برگزاری آبرومندانه این مراسم زحمت کشیده اند و از ملت ایران که از این آیین بزرگداشت شیرزن پاکستان و جهان اسلام و شهید راه آزادی، دموکراسی و رعایت حقوق بشر، محروم شده اند، از همگان خواهشمندیم که از آمدن به مسجد خودداری کنند.
روابط عمومی جبهه ملی ایران
12 دی
مبارزه جانکاه مردم در بند خاورمیانه در راه بدست آوردن آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و مبارزه با قدرتهای سلطه گر در دهه های گذشته، قربانیان فراوانی داده است. و اکنون بینظیر بوتو، آن شیرزن بی نظیر، مبارز و فداکار پاکستان که علیرغم همه خطراتی که در راهش بود و باهمه تهدیدهای جانیان واپس گرای سیاهدل، لحظه ای از مبارزه برای تحقق آزادی و دموکراسی در کشور آشوب زده اش دست برنداشت، نیز جان خود را در این راه فدا کرد. بی نظیر بوتو افتخار مردم پاکستان، ایران زمین و همه زنان و مردان آزادیخواه سراسر خاورمیانه بود
جبهه ملی ایران با اندوه فراوان مرگ دلخراش این زن آزاده را به ملت پاکستان و مردم ایران زمین تسلیت می گوید و برای ادای احترام به اندیشه ها و آرمان های آن زنده یاد، آیین آمرزشخواهی او را در روز پنجشنبه 13 دی 1386، از ساعت 14:30 تا 16 در مسجد ولیعصر، واقع در خیابان وزرا، جنب پارک ساعی برگزار خواهد کرد.
ادیب برومند، دکتر لقا اردلان، مهندس عباس امیرانتظام، بانوفرشید افشار، دکتر داود هرمیداس باوند، مهندس مرتضی بدیعی، دکتر جهانشاه برومند، عیسی خان حاتمی، مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی، دکتر پرویز دبیری، جمال درودی، حسین راضی، غلامرضا رحیم، دکتر علی رشیدی، مهندس کورش زعیم، دکتر خسرو سعیدی، حسین شاه حسینی، حسن شهیدی، دکتر عباسعلی صحافیان، مهندس حسین عزت زاده، سرلشگر بازنشسته ناصر فربد، دکتر محسن فرشاد، اصغر فنی پور، حسن قدیانی، دکتر باقر قدیری اصلی، پریچهر مبشری، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی، دکتر سید حسین موسویان، دکتر مهدی مویدزاده، دکتر علی اکبر نقی پور، ابوالفضل نیماوری.
18 آذر 1386
به گزارش روابط عمومي کانون مدافعان حقوق بشر، اعضاي "کميته موقت صلح" بعد از ظهر روز پنجشنبه پانزدهم آذرماه 1386 به شهر قم رفتند تا در ادامه تلاش هاي خود براي برگزاري "نشست ملي صلح" با چند تن از مراجع تقليد و روحانيون حوزه علميه گفت وگو کنند.
اين گروه در نخستين مرحله با آيتالله منتظري ديدار کردند تا او را در جريان اخبار مربوط به احتمال شروع جنگ ميان ايران و ايالات متحده بگذارند.
....
با پيشنهاد کميته موقت ملي صلح، همايش علمي صلح برگزار مي شود
بنابه گزارش دريافتي، همايش علمي صلح با پيشنهاد کميته موقت ملي صلح (به پيشنهاد شيرين عبادي برپا شده) توسط اساتيد و صاحب نظران علمي برگزار مي شود. اين تصميم در پنجمين نشست از سلسله نشست هاي "هم انديشي کميته موقت ملي صلح با گروه هاي مختلف اجتماعي ايران" در روز يکشنبه هفدهم آذرماه 1386 که با حضور اساتيد دانشگاه همراه بود، اعلام شد.
بر اساس اين تصميم، همايش علمي صلح قبل از تشکيل "نشست ملي صلح" برگزار مي شود. چرا که به اعتقاد شرکت کنندگان در اين نشست، ابتدا بايد موضوع صلح و جنگ به خوبي تبيين شود. "اينکه تهديدها چقدر جدي هستند و اگر اين تهديدها جدي شوند چه آثاري را به دنبال خواهند داشت."
....
براي نشست ملي صلح پيشنويس تهيه ميشود
نمايندگان «کميته موقت ملي صلح» در چهارمين نشست هم انديشي خود اعلام کردند در صدد تهيه پيش نويس براي نشست ملي صلح هستند. در اين نشست همچنين اعلام شد فعالان جنبشهاي محيط زيستي و زنان به دليل نفوذ کلام شان مهمترين نيروهايي هستند که ميتوانند به برقراري صلح کمک کنند.
Sun / 09 12 2007 / 21:12
چهارمين نشست از سلسله نشستهاي "هم انديشي کميته موقت ملي صلح با گروههاي مختلف اجتماعي ايران" روز دوشنبه دوازدهم آذرماه ۱۳۸۶ با حضور فعالان حوزههاي زنان و محيط زيست برگزار شد.
در روز نهم دي ماه گروهي از سران جبهه ملي ايران با حضور استاد اديب برومند ، مهندس عباس اميرانتظام ، دکتر داوود هرميداس باوند ، دکتر علي رشيدي ، آقاي عيسي حاتمي ، در سفارت پاکستان و اهداي سبد گل ضمن ابراز همدردي با ملت پاکستان و گرامي داشت ياد خانم بي نظير بوتو اين اقدام تروريستي را شديدا محکوم نمودند . در پايان اعضا جبهه ملي ايران با امضا دفتر يادبود مراتب تاثر عميق خود را نسبت به فقدان رهبر بزرگ و ارزشمند حزب مردم پاکستان و نماد همبستگي ايران و پاکستان را اعلام نمودند .
متن پيام :
به اين وسيله مراتب همدردي جبهه ملي ايران را از فاجعه بسيار اسف انگيز ترور خانم بي نظير بوتو را که از سياست مداران شاخص و آزاديخواه خاور زمين و نماد همبستگي ايران و پاکستان بودند اظهار ميداريم و اميدواريم روح اين شهيد جاويد قرين غفران و آمرزش الهي باشد .
بيانات آقاي جلال طالباني درباره اعتبار حقوقي عهدنامه مرزي 1975، گوياي نمود ديگري از نابساماني و ناتواني ديپلماسي و سياست خارجي جمهوري اسلامي است. وقتي دولت ايران نسبت به دولتهاي شرکت کننده در تجاوز عراق به ايران راه سکوت را در پيش مي گيرد، غرامات ناشي از جنگ عراق عليه ايران را به بوته فراموشي مي سپارد، ادعاي نظربايف رئيس جمهور قزاقستان را دائر به نفي دوام حقوقي عهدنامه هاي 1921 و 1940 که مبناي حقوق و منافع ايران در درياي مازندران است بي پاسخ مي گذارد و، فراتر از همه، شوراي همکاري خليج فارس با حضور رئيس جمهور ايران بدور از هرگونه نزاکت ديپلماتيک، اقدام به صدور قطعنامه اي دائر به نفي تعلق جزاير سه گانه به ايران مي نمايد و با سکوت رئيس جمهور مدعو روبرو مي شود، بديهي است آقاي جلال طالباني هم که استمرار مبارزاتش در شرايط اضطراري و درماندگي در گرو حمايت ايران بوده، اينک خواستار بازنگري عهدنامه مرزي 1975 شده است. آقاي طالباني آگاه است که بموجب اصول متقن حقوق بين الملل، عهدنامه هاي مرزي قراردادهاي پايدار، دائمي و غيرقابل تغيير مي باشند. اين واقعيت در بيانيه الجزاير و عهدنامه مرزي و حق همجواري 1975 بغداد به صراحت بيان شده است.
بعلاوه، اصالت، اعتبار و دوام اين قاعده در کنوانسيون هاي چند جانبه بين المللي مربوطه مکررا" تاکيد شده است. چنانکه کنوانسيون حقوق قراردادها ضمن آنکه بموجب قاعدهribus sic standibus در پرتو تغيير بنيادي و فاحش اوضاع و احوال، فسخ قراردادها را مجاز شمرده، تسري آن را به قراردادهاي مرزي قويا" منع مي نمايد. همچنين، در کنوانسيون جانشيني دولتها نيز بموجب قاعده لوح پاکclean slate (ولادت مطهر) دولتهاي تازه استقلال يافته را مجاز دانسته که قراردادهايي که به اهتمام قدرتهاي استعماري سابق منعقد شده بوده را مورد بازنگري قرار دهد، مگر قراردادهاي مرزي، که مستثني از اين قاعده دانسته شده است. بنابراين، قراردادهاي مرزي چه در پرتو تغييربنيادين اوضاع و احوال و چه در شرايط جانشيني دولتها، کماکان قراردادهاي پايدار و تغييرناپذير خواهند بود و بطور يکجانبه نمي توان آنها را تغيير داد.
به اين جهت، عهدنامه مرزي 1975 که نزد دبيرخانه سازمان ملل توديع شده است، به اعتبار خود باقي است و مردم ايران اجازه نخواهند داد بر قلمرو حاکمه مرزهاي خاکي و آبي ايران زمين کوچکترين خدشه اي وارد شود. همانطور که در جنگ هشت ساله اجازه نداد اين ادعاي کاذب تحقق پيدا نمايد، اکنون نيز با تمام وجود به تماميت ارضي و مرزي خود پاي مي فشارد.
ازسوي ديگر، آقاي طالباني درشرايط موجود منطقه که تلاش براي برقراري آرامش درعراق جريان دارد، نه تنها موجب تشديد بحران خواهد شد، بلکه روابط و منافع مردم ايران و عراق را دچار تشتت خواهد ساخت. مردم ايران همواره مردم سرزمين هاي جداشده از پيکر تاريخي و فرهنگي ايران را ايراني تبار تلقي نموده اند و بهمين جهت خود را يار و ياور مردم کُرد در هر نقطه جهان مي دانند.
از اينرو، جبهه ملي ايران هرگونه همکاري جمهوري اسلامي با همسايگان را به منظور مقابله جويي با خواستهاي مردم کُرد در کشورهاي ديگر محکوم مي نمايد و حل مسالمت آميز معضلات و تحقق منافع بحق آنها را آرزو دارد.
هيئت رهبري جبهه ملي ايران 6 دي 1386
از تالاب را خشک کرده ٬اکوسیستم منطقه را نابود و ده ها هزار ماهیگیر را از کار بیکارکنند .در جمهوری اسلامی که با میلیاردها دلار در آمد نفت بر اساس آمار خودش بیش از ۸ ملیون نفر زیر حط فقر زندگی میکنند٬ هیچ موجودی در امان نیست و چنانکه در گزارش زیر میبینید این حکوت به پرنده وچرنده نیز رحم نمیکند و ۱۰۰ ها گونه پرنده ٬ آبزی و کنار آبزی در معرض خطر نابودی قرار دارند.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
ISNA
300هكتار اكوسيستم درمعرض نابودي!
چشمان تالاب چندصدهزارساله«انزلي» به تصميم دولت دوخته شده است
يكشنبه آينده،مسير جديد احداث كنارگذر انزلي بار ديگر بررسي ميشود سرويس: اجتماعي - محيط زيست
1386/10/05
12-26-2007
13:05:19
8610-02816: كد خبر
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: اجتماعي - محيط زيست
عليرغم رأي هيأت پيگيريهاي رياستجمهوري بر احداث كنارگذر انزلي در مسير مورد نظر سازمان حفاظت محيط زيست، مسؤولان پروژه بنا را بر اصرار به پيشنهاد قبلي خود گذاشتند و آخرين خبرها حاكيست كه كميسيون زيربنايي دولت، قرار است مجددا يكشنبه آينده با حضور در محل، مسيرها را بررسي كنند.
به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در صورت تصويب مسير وزارت راه حدود 300 هكتار از تالاب بينالمللي انزلي جدا و دچار تخريب و نابودي ميشود كه با توجه به ارزش 8 تا 22 هزار دلاري هر هكتار تالاب بر اساس نرخهاي بينالمللي، احداث مسير پيشنهادي وزارت راه خسارتي معادل 470 ميليارد ريال به تالاب وارد ميكند. از سوي ديگر شنيدهها حاكيست مسؤولان استاني قصد دارند با خاكريزي در اين بخش نسبت به احداث واحدهاي مسكوني در آن اقدام كنند كه اين امر نابودي اين تالاب ارزشمند را در پي خواهد داشت.
تالاب بيناالمللي انزلي علاوه بر كاركردهاي اكولوژيكي، از جاري شدن سيلاب در منطقه انزلي و از آب گرفتگي شهر انزلي در پي افزايش و بالا آمدن آب درياي خزر به عنوان يك كانال اطمينان جلوگيري ميكند. از سوي ديگر اجراي مسير پيشنهادي وزارت راه تالاب را به دو قسمت كرده و موجب ميشود كاركردهاي آن نابود شود.
تالاب بينالمللي انزلي از 11 رودخانه بالادست آبگيري ميشود و به 4 روگا آبهاي آن تخليه ميشوند كه در صورت اجراي اين پروژه تعدادي از دهانههاي روگاها مسدود شده و اين امر موجب ميشود كه اكولوژيك اين تالار بينالمللي مختل شود.
به گفته كارشناسان تالاب بينالمللي انزلي هماكنون گرفتار جلبك آزولا شده و اين جلبك درحال خفه كردن تالاب و موجودات آن است. مطالعات انجام شده نشان ميدهد كه سيلابهاي فصلي تنها تنفسگاه اين تالاب است كه موجب ميشود آزولا وارد آب شور شده و از بين برود كه اين امر خودپالايي تالاب بينالمللي انزلي است. از سوي ديگر بررسيهاي كارشناسي نشان ميدهد احداث ميانگذر انزلي علاوه بر اثرات آلودگي صوتي و هوا، خود پالايي تالاب را نيز از بين برده و موجب خشك شدن بخشهاي وسيعي از اين تالاب ميشود.
به گفته كارشناسان در صورت احداث جاده كنارگذربر اساس سناريوي اول بخش وسيعي از كاركردهاي تالاب بينالمللي انزلي از بين خواهد رفت و احتمال بروز يك فاجعه زيستمحيطي در اين تالاب وجود دارد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، ساخت جاده كنارگذر انزلي از سال 1377 آغاز شد ولي به دليل اختلاف سازمان حفاظت محيط زيست با وزارت راه و راه و ترابري در سه كيلومتر از 16 كيلومتر مسير اجرايي اين طرح در فقدان ارزيابي زيستمحيطي، در آبان ماه سال 79 از ادامه ساخت آن جلوگيري شد.
اين پروژه كه طرح اوليه آن بدون هماهنگي با سازمان حفاظت محيط زيست ريخته شد، از ميان تالاب بينالمللي انزلي عبور ميكند و پيش از اجرا، نيز مطالعات EIA نداشته است كه سازمان محيط زيست در 24 خرداد ماه سال 82 در نامهاي به معاون حقوقي و امور مجلس رييسجمهوري خواهان اصلاح مسير كنارگذر انزلي شد و متعاقب آن هيأت وزيران در 11 تير ماه همان سال مصوب ميكند كه راهكارهاي سازمان محيط زيست اجرايي شود.
در پي اين مصوبه، در 3 آذر ماه سال 83 كارگروهي تشكيل ميشود و بر اساس صورتجلسه اين كارگروه، كه به امضاي معاون وقت محيط طبيعي و تنوعزيستي سازمان محيط زيست، سرپرست معاونت ساخت و توسعه راههاي وزارت راه و ترابري و نماينده دفتر پيگيريهاي ويژه نهاد رياستجمهوري رسيد، با توجه به لزوم حفظ تالاب و شرايط اكوسيستمي آن، رعايت ملاحظات فني و تكنيكي راهسازي، رعايت ملاحظات اقتصادي و اجتماعي مقرر شد احداث كنارگذر انزلي در حد فاصل كيلومتر 830+7 تا 11 مسير مورد تاييد قرار گرفته اجرا شده و وزارت راه و ترابري اقدامات لازم را در مورد مطالعه و طراحي و تصويب طرح در مراجع ذيربط (شوراي عالي معماري و شهرسازي ، سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و ... ) به عمل آورد. همچنين به لحاظ اهميت شروع مجدد عمليات اجرايي پروژه و با توجه به بررسيهاي به عمل آمده اجراي عمليات از كيلومتر صفر تا 830+7 و از كيلومتر 11 تا 16 (كه عمليات زيرسازي راه انجام شده است) مطابق مسير مصوب قبلي بلامانع بوده و لازم است هر چه سريعتر آغاز و با زمانبندي مناسب ايجاد شود.
در اين صورتجلسه همچنين آمده است با عنايت به بند سه مصوبه هيات وزيران سازمان مديريت و برنامهريزي كشور در جهت تامين ملاحظات زيستمحيطي مندرج در آن مصوبه اعتبارات لازم براي جابجايي مسير را در موافقتنامه شرح عمليات و در صورت مقتضي در قوانين بودجه سنواتي پيشبيني كند.
با گذشت چندين سال، اين صورتجلسه توسط وزارت راه اجرايي نشد و در جلسه 13 اسفند ماه سال گذشته هيأت دولت در استان گيلان مصوبه ديگري را گذراند كه بر اساس يكي از بندهاي آن «تسريع در احداث پروژه كنارگذر انزلي در مسير مصوب اوليه (قطعات يك و دو) و انجام مطالعات مقدماتي به منظور بررسي ارتقاي راه اصلي كنارگذر به بزرگراه» تصويب شد كه اين مصوبه اعتراض سازمان حفاظت محيط زيست و فعالان محيط زيستي را در پي داشت.
پروژه متوقف شد.
توقف پروژه اعتراض هر دو دستگاه دخيل را در پي داشت، به شكلي كه معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست از ارايه درخواست اين سازمان براي لغو مصوبه جديد دولت در خصوص تغيير مسير كنارگذر انزلي به معاون اول رييسجمهوري خبر داد.
در پي اين امر وزير راه و ترابري در نامهاي به معاون امور دولت مزاياي طرح پيشنهادي اين وزارتخانه را برشمرد و در پايان نامه نوشت كه اين طرح به لحاظ فني و اجرايي بهترين گزينه بوده و داراي كمترين مشكلات زيستمحيطي است!
در اين نامه به مواردي از جمله كوتاه بودن 500متري و آلودگي صوتي كمتر مسير پيشنهادي وزارت راه، عبور يك كيلومتر از مسير پيشنهادي سازمان محيط زيست از داخل جنگل و امكان مهاجرت ماهيان اشاره شده است؛ اين در حاليست كه سازمان حفاظت محيط زيست در نامهاي تمامي اين ادعاها را رد و اعلام كرده است كه طول مسير پيشنهادي محيط زيست با مسير وزارت راه برابر است، از سوي ديگر با توجه به اين كه مرجعيت تعيين آلودگي صوتي، سازمان محيط زيست است، لذا بررسيهاي كارشناسي نشان ميدهد مسير پيشنهادي وزارت راه داراي آلودگي صوتي بيشتر است، همچنين 800 متر از اين مسير از جنگلهاي متراكم و نيمهمتراكم منطقه عبور ميكند كه تخريب وسيع اكوسيستم را در پي خواهد داشت؛ ولي مسير پيشنهادي سازمان از ميان نيزارها عبور خواهد كرد.
شعبانعلي نظامي، رييس سازمان شيلات كشور نيز در اين خصوص به ايسنا گفت: بازگشت مسير احداث كنارگذر انزلي به پيشنهاد اوليه به دليل عدم رعايت ديدگاههاي زيستمحيطي موجب نابودي آبزيان تالاب انزلي و به دنبال آن درياي خزر شده و دهها هزار صياد شغل خود را از دست ميدهند.
وي با تاكيد بر اينكه تالاب انزلي يك موجود چند صد هزار ساله است، تصريح كرد: نبايد به بهانه احداث يك كمربندي چند كيلومتري، در داخل تالاب، خاكريزي شده و تمام رفتارهاي اكولوژيك تالاب برهم بخورد.
به گزارش ايسنا، با اين حال مشخص نيست كه وقتي مرجع تشخيص مشكلات زيستمحيطي و صيادي سازمانهاي تخصصي محيط زيست و شيلات بوده و اين سازمانها نيز با اجراي اين پروژه به شدت مخالف هستند، چنين اظهارنظرهايي چه جايگاهي دارد؟
در پي اين مسايل هيأتي نيز از دفتر پيگيريهاي رياستجمهوري براي بررسي موضوع به محل اعزام شدند كه سرانجام نتايج بررسي اين هيأت روز چهارشنبه 4 مهر ماه سال جاري توسط معاون اجرايي رييسجمهوري ابلاغ شد.
در نامه علي سعيدلو، معاون اجرايي رييسجمهوري به رحمتي، وزير راه و ترابري آمده است: «با عنايت به بررسيهاي به عمل آمده و به استناد مصوبه 13 اسفند ماه 85 هيات وزيران مبني بر تسريع در احداث كنار گذرانزلي دستور فرماييد اجراي ادامه مسير بر اساس صورتجلسه مورخ 3/9/1383 كه به تاييد معاونت ساخت و توسعه راههاي آن وزارتخانه رسيده است انجام شود.»
اما عليرغم اين كه اين نامه ميتوانست فصلالخطاب اين پرونده باشد، در پي اصرار مسؤولان پروژه، كميسيون زيربنايي دولت مجددا قرار است يكشنبه آينده با حضور در محل، مسيرها را بررسي كنند.
به هر روي، چشمان تالاب چندصدهزار ساله انزلي، اين اكوسيستم بينالمللي ارزشمند، اينك به تصميم مسوولان دولتي دوخته شده تا از نابودي نجات يابد.
گفتني است تالاب بينالمللي انزلي به مساحت 15 هزار هكتار در سال 1354 به عنوان يكي از تالابهاي بينالمللي كنوانسيون رامسر پذيرفته شد. منطقه حفاظت شده سياه كشيم پناهگاه حيات وحش سلكه و منطقه شكار ممنوع سرخان گل، بخشهاي از از تالاب انزلي است.
اين تالاب اخيرا در فهرست تالابهاي با تغييرات شديد اكولوژيك در ليست قرمز كنوانسيون رامسر ثبت شده است.
تاكنون در تالاب انزلي 78 پرنده شناسايي شده كه 33 گونه آبزي و مهاجر و 45 گونه آن كنار آبزي و بيشهزارهاي پيراموني زيست ميكنند كه مهمترين ماهيان تالاب انزلي شامل سيم، اردك ماهي، سوف معمولي، كپور، اسبله، شاه كولي، ماهي سفيد است و در بيشهزارهاي اطراف تالاب نيز پستانداراني همانند گراز، تشي و شغال زيست ميكنند.
ادوارنیوز: صبح امروز اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دیدار با رهبران جبهه ملی ایران، در نشست مشترک هیئت رهبری و هیئت اجرایی جبهه ملی، به بیان دیدگاه های و تبیین مواضع خود در خصوص مسائل دانشگاه پرداختند.
در این دیدار که با حضور جناب آقایان ادیب برومند، رئیس هیات رهبری جبهه ملی، دکتر هرمیداس باوند، سخنگوی جبهه ملی، دکتر رشیدی، عضو هیئت رهبری، دکتر موسویان رئیس هیات اجرایی، مهندس کورش زعیم مسئول روابط عمومی دکتر مویدیان عضو هیئت رهبری و تنی چند از اعضای هیات رهبری و هیات اجرایی جبهه ملی با اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت صورت گرفت، دو طرف نسبت به تداوم ارتباط موثر تاکید کرده و بر نزدیکی مواضع و دیدگاه ها صحه گذاشتند.
در این دیدار که به دعوت هیئت رهبری و هیئت اجرایی جبهه ی ملی ایران صورت گرفته بود، آقای ادیب برومند ضمن تمجید از فعالیت های آزادیخواهانه ی دانشجویان وظیفه ی آنان را در رساندن پرچم آزادی به سرمنزل مقصود بسیار خطیر و حساس توصیف نمود. وی ضمن قدردانی از تلاش های دانشجویان خصوصا دفتر تحکیم وحدت در پیگیری مطالبات و خواسته های ملت ایران از برگزاری مراسماتی همچون بزرگداشت 16 آذر در دانشگاه تهران ابراز خرسندی نمود.
دکتر موسویان رئیس هیأت اجرایی جبهه ملی با بیان اینکه 16 آذر 32 نیز در فضای خفقان و سرکوب ایجاد شد اظهار داشت امروز نیز در نبود احزاب موثر در صحنه ی سیاسی کشور و فقدان فضای مناسب، وظیفه ی دشواری بر عهده ی جنبش دانشجویی قرار دارد. وی ضمن انتقاد از برخی کاستی های تشکیلاتی در جریان دانشجویی افزود: امیدواریم که بتوانید چنین کاستی هایی را به طور مناسبی ترمیم کنید چرا که این عامل مهمی در فرایند تاثیر گذاری فعالیت ها خواهد بود. دکتر موسویان افزود جبهه ملی ایران همیشه به دنبال تامین منافع ملی با پیروی از الگوی دکتر مصدق بوده است و همچنان بر این راه پای می فشرد. ما ناسیونالیست افراطی نیستیم بلکه ناسیونالیسیم را تنها با مدل دکتر مصدق تعریف و تایید می کنیم. موسویان همچنین گفت: ما دیدگاه های بسیار نزدیکی با دانشجویان دفتر تحکیم وحدت داریم و امیدواریم تعامل میانمان عمیق تر گردد.
در این دیدار دکتر باوند با تاکید بر اوضاع نابسامان و خاص مملکت در شرایط کنونی به اتحاد جریانات دانشجویی فارغ از مسائل ایدئولوژیک تاکید کرد. وی اظهار داشت که فضای تحولات داخلی و بین المللی و تاثیر روندهایی همچون جهانی سازی، در سراسر دنیا مرزهای ایدئولوژیک را کمرنگ کرده و شما می بینید که امروزه دیگر مثلا در آلمان یا فرانسه تفاوت چشم گیری میان برنامه و راهکار احزاب مختلف با جهان بینی های متفاوت دیده نمی شود و اینها همه تاثیر تحولات این چند دهه ی اخیر است. وی در ادامه از دانشجویان خواست اتحاد نیروهای سالم و غیر وابسته در میان دانشگاهیان را پیگیری نمایند تا در شرایط خطیر کنونی موجب یکپارچگی در دفاع از منافع ملی کشور گردد.
محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، نیز با ابراز خشوقتی از این دیدار، اظهار داشت رابطه ی ما با برخی جریانات و احزاب سیاسی علاوه بر تعامل رسمی و منتقدانه ی معمول، به واسطه ی سوابق درخشان مبارزاتی جبهه ملی ایران و وجود نوعی حس دلسوزی و دغدغه ی خاطر نسبت به پیشبرد جریان دانشجویی از جنس تعاملی با حسن ظن حداکثری و بهره مندی از تجارب و نقطه نظرات ایشان می باشد که جبهه ملی برای ما جزء این گروه های معدود است.
اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم با تاکید بر اینکه نام جبهه ملی یادآور دکتر مصدق چهره ی معتبر ملی است، تاکید کردند از این رو جبهه ملی دارای اعتبار خاصی در میان دانشگاهیان و روشنفکران است. ایشان همچنین در این دیدار بر تلاش برای احقاق آزادی های آکادمیک به عنوان دستور کار دفتر تحکیم وحدت در مقطع کنونی تاکید کردند.
در پایان این دیدار، محمد هاشمی با طرح این پرسش که چون در هفته ی گذشته بسیاری از مواضع و نقطه نظرات در فضای مجازی در خصوص تجمع 18 اذر دانشجویی در دانشگاه تهران بعضا با مدعای اینکه اینها نظر رهبران جبهه ملی می باشد مطرح شده، لذا ما می خواهیم از این فرصت استفاده کنیم تا دیدگاه جبهه ملی را در این خصوص بدون واسطه بشنویم.
اعضای رهبری جبهه ملی بیان داشتند : اصولا یکی از دلایل دعوت ما از شما این بوده که نظراتمان را بدون واسطه تبادل نماییم تا شائبه هایی ایجاد نگردد. لذا ما همین جا به شما می گوییم که نظرات جبهه ملی یا در قالب بیانیه یا توسط سخنگوی این جبهه به طور رسمی اعلام می گردد. بنابراین، اگر گروهی در تجمع مذکور 18 آذر ماه با ذکر اینکه جدایی طلب نیستند،و به حفظ تمامیت ارضی تاکید دارند، بتوانند مطالبات صنفی و منطقه ای خود را مطرح نمایند، مناسب و به جاست و ما هم از طرح هر گونه مطالبات مدنی در دانشگاه استقبال می کنیم.
30 آذر 1386
در ساعت 19 روز آدینه 23 آذر 1386، در آیین گشایش نمایشگاه نقاشی استاد محمد صالحی زاده، نگارگر هنرمند میراث فرهنگی ایران، یک تابلونقاشی آقای صالحی زاده از دکتر پرویز ورجاوند با پس زمینه پاسارگاد که برای اهداء به خانواده ایشان به جبهه ملی ایران تحویل داده شده بود، در مراسم پرشوری توسط استاد ادیب برومند، رییس شورای مرکزی و هیئت رهبری جبهه ملی ایران و کورش زعیم، عضو هیئت اجرایی جبهه ملی ایران، به بانو منیژه ورجاوند و دختران ایشان کتایون و آناهیتا اهداء شد.
پس از سخنان استاد برومند و کورش زعیم، و اهدای تابلو نقاشی، مراسم با سرود «ای ایران» توسط شماری از جوانان جبهه ملی ایران که حضور داشتند و همه حاضران در نمایشگاه به پایان رسید.
دفتر مردمداری جبهه ملی ایران
تهران - 24 آذر
|
|