|
دکتر داوود هرمیداس باوند
|
||
|
نظرات و سخنان استاد دکتر داوود هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران |
به نام خداوند جان و خرد
اعتراض مدنی مسالمت آمیز از بنیادی ترین حقوق شهروندی است. اعتراض مدنی برای اصلاح ناهنجاری ها و کاستی های یک جامعه بسته و خودکامه انجام می گیرد و راه را بر خشونتگرایی و در نهایت هرج و مرج و فروپاشی جامعه می بندد، و سردمداران را به نتایج رفتارشان هشدار می دهد. در طول اعتراضات مسالمت آمیز پس از انتخابات اخیر شاهد بودیم که این حق طبیعی و قانونی مردم که در قانون اساسی نظام کنونی نیز به صراحت تاکید شده، مورد تعرض بیرحمانه نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و لگدمال شد. اینگونه برخوردهای خشن و ضد مردمی شاید در کوتاه مدت به فروکش کردن اعتراضات بیانجامد، اما باعث می شود جامعه به سوی بحرانی فزاینده کشانده شود، بحرانی که هم اکنون آثارش را در سراسر سرزمین عزیزمان مشاهده می کنیم.
در این میان دانشگاه به عنوان سنگر استوار دادخواهی جامعه از همان روز پس از اعلام نتایج، مورد دست اندازی کسانی قرار گرفت که زمانی از همین مکان مقدس به تبلیغ دیدگاه های خود در برابر رژیم گذشته می پرداختند. چه شده است که اینان حرمت نگه نمی دارند و دانشجو را که حکم گوش و چشم جامعه را دارد زیر شدیدترین فشارها قرار می دهند. اینان باید بدانند که دانشگاه بیدار است و این دانشجویان هستند که همچون گذشته چراغ آگاهی را در جامعه روشن نگه داشته و پرچم دادگری و آزادیخواهی را بر می افرازند و در سخت ترین شرایط از آرمان های ملی و حقوق شهروندی دفاع و در راه تحقق آنها فداکاری می کنند. امروز دانشجویان در سخت ترین شرایط همچنان رهرو و کوشنده راه آزادی هستند و بر ماست تا از این پیشگامان حق خواهی و حقیقت طلبی پشتیبانی کنیم. حاکمیت تصور می کند که با زندانی کردن فعالان دانشجویی می تواند جنبش دانشجویی را از حرکت وادارد؛ اما امروز هر دانشجو به تنهایی مبارزی تمام و کوشنده ای خستگی ناپذیر است. با در بند شدن هر دانشجو، یارانش مصمم تر از پیش راه را ادامه می دهند.
پیمان عارف و سلمان سیما دو تن از هموندان ما در سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران اکنون در کنار بسیاری از دیگر دانشجویان و کوشندگان سیاسی در زندان بسر میبرند. چهار نفر دیگر از اعضای سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران هم در تظاهرات 13 آبان دستگیر شده بودند، که پس از چند روز بازجویی آزاد شدند. پیمان عارف که پیش از این از تحصیل در دانشگاه محروم گردیده بود، پس از دستگیری، اکنون بیش از پنج ماه است که تحت فشارهای جسمی و روحی از جمله زندان انفرادی قرار گرفته و به هیجده ماه زندان نیز محکوم گردیده است. از وضعیت سلمان سیما که شنبه گذشته بازداشت شد هنوز اطلاعی در دست نیست. در این زمان که اخبار ناگواری از وضعیت زندانیان عقیدتی و سیاسی به گوش می رسد، ما نگرانی شدید خود را از وضعیت آزادی خواهان، بویژه دانشجویان، در بند اعلام می کنیم و حاکمیت را مسئول تندرستی همه زندانیان سیاسی و دانشجویی می دانیم.
سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران هر گونه فشار بر زندانیان را به شدت محکوم می کند و خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط همه زندانیان دانشجویی و سیاسی در بند می باشد، که این امر نخستین گام برای برقراری آرامش و اعتماد می باشد. در غیر این صورت، هشدار می دهیم که سرسختی راه به جایی نخواهد برد و مسیر کنونی حاکمیت این سرزمین را به سوی فاجعه خواهد کشاند. تنها راه برون رفت از بحران، پذیرش خواست ملت ایران، یعنی برقراری حکومت خرد و قانون، و حرکت به سوی مردمسالاری و شایسته سالاری و ایجاد یک حکومت ملی است.
سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران
1 آذر 1388
بيانيه 336 تن از تلاشگران سياسی، دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی به مناسبت سالروز شهادت پروانه و داريوش فروهر
بنام خدا
در یکم آذر ماه 1377 برگی دیگر از خشونتهای سیاسی در تاریخ ایران ورق خورد و داستان مظلومانه غرقه در خون شدن، پروانه و داریوش فروهر دو تلاشگر دیر پای راه آزادی و استقلال و سربلندی ایران، نگارش یافت. این قتل سیاسی حلقهای از زنجیرهای بود که در کوتاهتر از یکماه منجر به ربودن و کشته شدن چند تن از شخصیتهای دگراندیش شد. با این جنایتها روح و روان جامعه مشوش و اذهان عمومی درون و بیرون کشور به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و به اعتراض عمومی منجر شد. بیگمان اگر نبود کوشش رئیس جمهور وقت و تلاشهای آگاهی بخش مطبوعات، این زنجیره همچنان افسار گسیخته به قربانی گرفتن ادامه میداد.
هر چند جنایت در ذات خود نفرت انگیز است اما این قتل ها از آن جهت بیشتر نفرت انگیز بود که برخی از عوامل حاکمیت مرتکب چنین جنایتی بودند و از سویی قربانیان از شهروندان عادی و بدون دفاع و بدون قشون و نفر بودند. مأموریتی که مطابق شرح وظایف قانونی و عرفی و اخلاقی می باید مدافعان حقوق شهروندی افراد جامعه باشند، مرتکب چنین جنایتی شدند.
پی آمد اعمال خشونت در دوران پس از انقلاب به وارد آمدن آسیب های جدی در گفتمان سیاسی ایران منجر شده است که شوربختانه هنوز هم خودنمایی آن را در برخورد با اعتراضهای مسالمت آمیز خیابانی و یا در بازداشتگاه هایی همچون کهریزک و یا در کشتار دسته جمعی نظامیان به روش انتحاری و یا ترورهای خیابانی در مناطق مرزی و یا اعدام های شتابزده و خارج از قانون می بینیم. حاکم شدن منطق خشونت به جای مسالمت، گفتگو، قانون و رعایت حقوق دیگران، دور باطلی از خشم و حذف را به ارمغان می آورد که راه به هیچ بیراههای هم نمی گشاید. طراحان این خط مشی، از خشونت بعنوان ابزاری برای حذف رقیب سیاسی و به کرسی نشاندن دیدگاهها و احراز موقعیت سیاسی استفاده می کنند. غافل از اینکه تجربیات بشری همواره ثابت کرده که بازتولید خشونت، خشونت است و نتیجه چرخة خشونت چیزی جز شعله ور کردن آتش کینه ورزی و بالا رفتن ظرفیت انتقام جویی جامعه و از بین رفتن توان ملی و در آخر رهنمون کردن جامعه به قهقرای عقب ماندگی و درماندگی در پی نخواهد داشت و پشتیبانان و کارگزاران آن نیز از آتش خشونتی که خود افروخته اند، در امان نخواهند ماند.
در سالمرگ آن دو سرباز نهضت ملی ایران و رهروان راه مصدق با ارج نهادن به آرمانهای ایران دوستی و آزادیخواهی آنان هرگونه اعمال خشونت از سوی هر نیرو، خواه درون و یا بیرون از قدرت سیاسی را خلاف منافع ملی و مصالح کشور دانسته و به عاملان آن هشدار میدهیم از تجربیات تاریخی درس گرفته و آزموده را دوباره نیازمایند.
یکم آذر 1388
محمد آزادی، حمید آصفی، فریدون آقاسی، سامر آقایی، سعید آل آقا، احمد انصاری، ادیب برومند، لقاء اردلان، بانو فرشید افشار، منوچهر احتشامی، فرهاد امیر ابراهیمی، عباس امیر انتظام، محمود امامی، فرزانه اسکندری، محمد ابوالحسنی، عباس ابوذري، هادي احتظاظی، حمید احراري، طاهر احمدزاده، حسن احمدي، محسن احمدي، مصطفی اخلاقی، میلاد اسدی، مرتضى اشفاق، حسن افتخار اردبیلی، جلال اقتدارى، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، محمود امیر احمدى، مهدي امینی زاده، عبدالمجید الهامی، کمال الدین بازرگانى، پروین بختیار نژاد، هرمیداس باوند، مرتضی بدیعی، جهانشاه برومند، اکبربدیع زادگان، رحمت الله برهانى، بهروز برومند، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمدنوید بازرگان، مختار باطولی،
محمد بذرپور، محمد برقعی، محمد بسته نگار، مهدي بسته نگار، محمد حسین بنی اسدي، عماد بهاور، محمد بهفروزی، حمید بهشتی، صفا بیطرف، محمد بهزادی، مسعود پدرام، حسن پارسا، عباس پوراظهرى، رضا پویان، حبیب الله پیمان، مجید پیمان، عبدالرضا تاجیک، عباس تاج الدینی، مصطفى تنها، ناصر تکمیل همایون، نصرالله توکلی نیشابوری، غلام عباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، نصرالله جمشیدی، مجید جابرى، رضا حاجى، بهمن حافظى، طه حجازى، حمید حدیثی، اسماعیل حاج قاسمعلی حسین حریرى، حمید حسامی، آیدین حسنلو، بهزاد حق پناه، جمشید حق گو، ابوالفضل حکیمى، عبدالکریم حکیمى، مجید حکیمى، محمد رضا حمسى، محمد حیدري، جعفر خائف، جلال جلالی زاده، ابراهیم خدادادى، امیر خرم، عیسی خان حاتمی، حسین خشایار دوست، محمد حسین ختنی فر، خلیل خلیلی بو، حسین خطیبی، محمد خطیبی، ابراهیم خوش سیرت سلیمی، اسماعیل خوش محمدى، هوشنگ خیراندیش، رسول دادمهر، محمد علی دادخواه، محمد دادي زاده، محمد مهدى دانشیان، محمود دل آسایى، داود درگاهی، سعید درودی، پرویز دلیری، جمال درودی، امیرخسرو دلیرثانی، عباس دهقان نژاد، مصیب دوانى، ابراهیم دینوي، محمد صادق ربانى، محمدصادق رسولی، تقی رحمانی، سامان رحمانی، محمدجواد رجائیان، عباس رخافی، منصور رسولی، جهانگیر رضوی، حسین راضی، علیرضا رجایى، علی رشیدی، احد رضائى، اصغر رضائى، بهمن رضا خانى، حسین رفیعى، جواد رهبری نیا، مهدى رهنما، رضا رئیس طوسى، مهدي رنجبر، رقیه زارع پور، کوروش زعیم، محمود زندیان، حیدری، محمد ابراهیم زمانی، جمال زره ساز، علی زرین، پرویز زندى نیا، علیرضا ساریخانى، عزت الله سحابى، حسین سکاکی، هاله سحابى، خسرو سیف، محمود سعیدزاده، محمد سرچمى، بیوك سعیدي، عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانیه، سید حسن سیدزاده هاشمی، احمد ساعی، خسرو سعیدی، سیدمحمد سجادی، مرتضی سمییاری، محمود بصیر شاد دل، ابراهیم شاکرى، موسی شیخ زادگان، على شاملومحمودي، حسین شاه اویسی، حسین شاه حسینى، جواد شرف الدین، حسن شهیدی، الله وردى شمبورى، احمد شهامت دار، هاشم صباغیان، احمد صدر حاج سیدجوادى، رضا صدر، مهدى صراف، فضل الله صلواتى، حمید رضا صمدي، حسن علی صارم کلالی، سیاوش صحت، محمد صاحب محمدی، مهدی صراف، سعید صاحب محمدی، جلیل ضرابی، على اشرف ضرغامى، فریدون ضرغامى، اعظم طالقانى، امیر طیرانی، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اکبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، مهدی عربشاهی، روئین عطوفت، محمدباقر علوى، باقر علایی، علی علوی، رضا علیجانی، سید جعفر عباس زادگان، هما عابدی، جمشید عزیزي، محمود عمرانى، حسین عزت زاده ، على اصغر غروى، علیرضا غروى، ماجد غروى، محمد حسین غفارزاده، سعید غفارزاده، مسیح غروي، على غفرانى، فریده غیرت، باقر فتحعلی بیگی، ارسلان فلاح حجت انصاري، مقصود فراستخواه، ناصر فربد، محسن فرشاد، اصغر فنی پور، ابوالقاسم فروزان، پویان فخرآیی، غفار فرزدى، حسن فرح آبادي، اسماعیل فاضل پور، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرید اعلم، فرزاد قاسمی، عباس قائم الصباحی، خسرو قشقایى، ماهرو قشقایى، مهدي قلی زاده اقدم، عبدالحسین قمی زاده، حسن قدیانی، باقر قدیری اصلی، عبدالمجید قندى زاده، نظام الدین قهارى، مصطفى قهرمانى، حجت الله قیاسى، رحمان کارگشا، اسداله کارشناس، امیر حسین کاظمی، مرتضى کاظمیان، منوچهر کیهانی، هادي کحال زاده، خسرو کردپور، مسعود کردپور، على کرمى، فریدون کشکولی، ناصر کمیلیان، بهناز کیانی، پروین کهزادى، فاطمه گوارایی، محمود گرگین، علی اصغر گل سرخی، بیژن گل افرا، مسعود لدنی، فرهاد لقایی، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، حسین مجاهد، مرضیه مرتاضی لنگرودی، محسن محققى، نرگس محمدي، نوشین محمدي، سیمین مخبر، فرزین مخبر، اسد موسوی، فضل الله مشایخ، رشید مظفری سردشتی، مصطفی ملافر، سیاوش مقدم، محمد محمدى اردهالى، سید على محمودى، پریچهر مبشری، صادق مسرت، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی، ابراهیم منتظری، فرید مرجایی، سید حسین موسویان، مهدی موید زاده، حسین مدنی، سعید مدنى، ماشاءالله مدیحى، مصطفى مسکین، رضا مسموعى، عباس مصلحى، مهدي معتمدي مهر، محمد جواد مظفر، احمد معصومی، علی اکبر موینی فر، حمید منزه، یاسر معصومی، مرتضى مقدم، کاظم ملکی، مهدی ممکن، خسرو منصوریان، کیوان مهرگان، محمد جواد مظفر، مرتضی مقدم، ضیاء مصباح، خدایار محبی، قدرت منصوری، سیدرضا موسوى سعادت لو، على مومنى، محمودمومنى، امیر میرخانى، سید محمد وحید میرزاده، مهدي ناطقی، حسن نراقى، رضا نخشب، علی اکبر نقی پور، امین نظری، ابوالفضل نیماوری، بهرام نمازی، محمد حسین نائینیان، خسرو نجارزاده، محمود نکوروح، امیر نکوفر، محمد تقى نکوفر، مهدی نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، غلامرضا نیک صفت، جعفر نقمی، رسول وریایى، محمد وفایی، حمید وارسته، مراد همتی، هادى هادى زاده یزدى، احمد هادوی، فریدهاشمی، ناصر هاشمی، بهاره هدایت، علیرضا هندى، احسان هوشمند، پرویز همایونی، علی فرید یحیایی، رحیم یاورى، ابراهیم یزدى، حسن یوسفیان آرایی، لطف الله یوسف قهاری، میر محمود یگانلی.
داغ شهيدِ خفته به خوني كـه در غـمـش
جانم به لب رسيد و غم از دل به در نبرد!
فــرخندهِ كيش مــردِ جواني دلـيـر بـود
دلــدادة بــزرگــي و ســالاري وطــن!
عصر روز سه شنبه نوزدهم آبانماه سالروز شهادت دکترسیدحسین فاطمی شهید راه آزادی طبق روال همه ساله برسر مزارش درابن بابویه گرد هم میآییم ونسبت به آن شهیدوالامقام ادای احترام مینمائیم . وسیله رفت وبرگشت راس ساعت سه بعد ازظهر درمیدان هفت تیر مقابل مسجد الجواد مهیا ست .
17/ 8 / 88
جبهه ملی ایران – کمیته تشکیلات استان تهران
نوزدهم آبانماه مصادف باپنجاه وپنجمین سالگرد شهادت دکترسیدحسین فاطمی ، وزیرامورخارجه دولت ملی مصدق و شهید بزرگ جبهه ملی ایران است .اوکه ازنوجوانی مبارزه علیه استعمار خارجی واستبداد داخلی را آغاز کرد ازبنیانگذاران جبهه ملی ایران است .اوپس ازکودتای ننگین 28 مرداد 1332 وسقوط دولت ملی مصدق درتاریخ نوزدهم آبان 1333 بدست کودتاچیان به جوخه اعدام سپرده شد وجان خودرا دراه آزادی واستقلال این مرز وبوم نثار کرد . یادش گرامی وراهش پر رهروباد .
شورای مرکزی جبهه ملی ایران
ادیب برومند -دکترلقا اردلان - بانو فرشید افشار-مهندس عباس امیرانتظام -فرهادامیرابراهیمی -–دکترهرمیداس باوند -دکترجهانشاه برومند -مهندس مرتضی بدیعی -مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی -عیسی خان حاتمی - دکترپرویزدبیری -جمال درودی -دکترعلی رشیدی -حسین راضی - دکترشاهین سپنتا -دکترخسرو سعیدی -حسین شاه حسینی - حسن شهیدی -جواد شرف الدین -مهندس حسین عزت زاده -سرلشکربازنشسته ناصر فربد-اصغرفنی پور- دکترمحسن فرشاد -دکتر باقرقدیری اصلی -حسن قدیانی - منوچهرملک قاسمی - پریچهر مبشری -ابراهیم منتصری -دکتر صادق مسرت -دکتر حسین موسویان -هرمزممیز ی -دکترمهدی مویدزاده - دکترعلی اکبرنقی پور ابوالفضل نیماوری .
جای تردید نیست که در راه پر پیچ و خم سیاست همواری و ناهمواری فراوانست و در هر مرحله با دوراندیشی و درایت و رعایت ملاحظه باید گام برداشت. اتخاذ سیاستی که با خردورزی سازگار نباشد، غیر از زیان، آن هم زیان های جبران ناپذیر چیز دیگری ببار نخواهد آورد.
جمهوری اسلامی در سیزدهم آبانماه 1358 مرتکب اشتباهی در ارزیابی سیاست شد و اقدام به گروگان گیری کارکنان سفارت آمریکا نمود و مجوز این کار غیرعادی و نامتعارف را جاسوس بودن آنان و سفارتخانه آمریکا را جاسوسخانه نامید.
این اقدام ناروا که با هیچ یک از موازین و مقررات دیپلماتیک سازگاری نداشت برای جهانیان شگفت انگیز و نفرت آمیز می نمود زیرا اولا این توهینی بزرگ تلقی می شد نسبت به همه کسانی که در سفارتخانه های کشورهای جهان مقامات سیاسی را تصدی میکردند و با این ترتیب کارمندان سفارتخانه های ما هم مشمول این توهین می شدند.
ملت ایران از یکصد سال پیش تا کنون برای دستیابی به آزادی همواره در مبارزه و تلاش پیگیر علیه استبداد داخلی و استیلای خارجی بوده است. فرآیندی که ترجمان خارجی آن در انقلاب مشروطیت، نهضت ملی کردن صنعت نفت و انقلاب 1357، پدیدار گردید، بی شک به عنوان نقاط عطف در تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران بشمار رفته است. با آنکه رویدادهای یاد شده هر بار به دلایلی با نافرجامی های غیرمنتظره روبرو شدند، ولی همواره الهام بخش نسل های آینده برای پیگیری تلاش ملی در راستای تحقق آزادی های بنیادین در پرتو ارزشهای بشری و ملی بوده است. بویژه امروزه که حقوق بشر و آزادیهای بنیادین بعنوان ارزشهای جهانشمول مندرج در منشور ملل متحد و اسناد الحاقی آن بر تمامی عرصه های تعاملات جوامع بشری، اعم از داخلی و بین المللی، سایه افکنده و دولتها نسبت به رعایت و اجرای آنها، از جمله آزادی های عقیده، بیان، انتخابات، حزبهای سیاسی، گردهمایی ها و رسانه ها متعهد شده اند. آنها که این قانونهای و تعهدات بین المللی و حقوق بشری را نقض می کنند، نه تنها در برابر ملت خود مسئول هستند، بلکه به سبب نقض تعهدات بین المللی در برابر نهادهای بین المللی مربوط نیز باید پاسخگو باشند.
روز: دکتر هرمیداس باونداستاد دانشگاه در گفت وگو با روز با اشاره به ضرب الاجل دو روزه ای که کشورهای غربی برای ایران به منظور پاسخ دادن به پیشنهاد جلسه وین تعیین کرده گفت که محافل مختلف در ایران نسبت به توافق داوطلبانه ای که مقامات ایرانی انجام داده بودند اختلاف نظر دارند و به همین جهت مذاکره کنندگان نمی دانند چه جوابی باید بدهند. به گفته باوند ایران سیاست دفع الوقت را در پیش گرفته که می تواند تبعاتی همچون تحریم های سنگین از جمله تحریم بنزین و محدودیت در آبهای آزاد را به همراه داشته باشد. این گفت و گو را می خوانید.
تردید ایران برای پاسخ به غرب برای چیست؟
ایران نمی خواهد به پیشنهاد غرب مبنی بر ارسال کیک زرد به خارج و گرفتن سوخت جواب بدهد و به گزینه های دیگری فکر می کند. یعنی اول قبول کرده اند اما وقتی به داخل کشور آمدند دیدند که بقیه مخالفت می کنند. حالا پیشنهادات خودشان را دارند. مثلا اینکه ایران به صورت مرحله به مرحله کیک زرد بدهد و یا اینکه اورانیوم غنی شده خود را نگهدارد که این البته مغایر با تفاهمی است که دروین مطرح شده بود می باشد. با توجه به تردیدهای ایران، غرب برای ایران ضرب الاجل تعیین کرده که جواب صریحی به پیشنهاد غرب بدهد که همان خروج کیک زرد و اخذ اورانیوم بیست درصد غنی شده به منظور استفاده در راکتور تحقیقاتی دانشگاه تهران است.
نگرانی برخی مقامات دولتی از فرستادن کیک زردتولید شده در ایران به خارج و دریافت سوخت این است که چنین موافقتی عملا به معنی تعلیق غنی سازی در داخل کشور است. آیا چنین برداشتی از توافق ایران وغرب درست است؟
بله. از نظر غرب به این معنی است که چنین سوختی فقط می تواند در مقاصد صلح جویانه استفاده شود. این نگرانی که غرب در خصوص ایران دارد البته با این عمل مرتفع می شود. ظاهرا برای راکتور تهران این سوخت ارسال می شود تابرای مقاصد پزشکی مصرف شود. بنابراین دیگر نیازی ندارد که ایران بخواهد غنی سازی کند.
تردید ایران برای پاسخ به پیشنهاد غرب برای چیست؟
وحدت نظری در ایران وجود دارد. برخی محافل مخالفت کرده اند. از جمله آقای لاریجانی رییس قوه مققنه. به نظر نمی رسد اجماعی بر سر توافق با غرب وجود داشته باشند. حالا می خواهند به صورت های گفته شده تعدیل کنند یا سوخت را اصلا بخرند. یعنی به جای اینکه کیک را بفرستند سوخت را بخرند. ممکن است یک پیشنهاد دیگری داشته باشند. اما تا به حال این پیشنهاد به صورت شفاف منعکس نشده و آنها هم منتظر ایران هستند. خانم کلینتون هم پیش از این گفته بودند که آمریکا نمی تواند برای مدت زیادی منتظر بنشیند. وزیر امور خارجه انگلیس هم که به روسیه رفته بود نکته ای شبیه آن را مطرح کرده بود. غرب معتقد است که ایران می خواهد وقت بگذراندو به خاطر سابقه ای که در این زمینه دارد برای ایران ضرب الاجل گذاشته اند تا موضعش را سریعتر روشن کند. آنها معمولا ایران را متهم می کردند که اراده جدی برای مذاکره ندارد. این سابقه وجود دارد وانتظار هم این بود که اگر ایران تفاهم را علی الاصول پذیرفته جواب بدهند. اما در داخل کشور از سوی برخی مقامات مخالفت هایی شده و به همین جهت به نظر می رسد ایران سیاست دفع الوقت را پیش رو گرفته است.
جواب ندادن به پیشنهادغرب چه تبعاتی خواهد داشت؟
اگر به زمینه تفاهمی که در وین شده بود جواب ندهند، کشورهای غربی و آمریکا به سمت تحریم های سنگین خواهند رفت. آمریکایی ها هم برنامه خودشان را دارند که می تواند موارد مختلفی را از تحریم بنزین تا ایجاد محدودیت برای تردد در آبهای آزاد را در برگیرد.
به نظر می رسد که دولت ایران در این فکر است که دولت های غربی توان تحریم بیشتر را ندارند و می تواند با زمان بازی کند و این روند را طولانی کند؟
آنها خودشان می گویند که توپ را در زمین غرب انداختیم و مسایلی این دست. به نظرم من یا باید آن تفاهم نسبی صورت گرفته در وین را بپذیرند یا اینکه تن بدهند به آنچه غرب در موردشان تصمیم خواهد گرفت. فکر نمی کنم غرب به درخواست های ایران برای خرید سوخت رضایت بدهد. ایران می گوید به جای اینکه همه کیک زرد را بفرستد مرحله به مرحله چند صد کیلوگرم بفرستد که عملا گزینه ای نیست که غرب بخواهد به آن تن بدهد. با این حال هنوز ایران هنوز پیشنهاد جدیدی مطرح نکرده و معلوم نیست که اگر به پیشنهاد روشنی رسیده اند چرا آنرا اعلام نمی کنند.
به نظر شما سرانجام این مذاکرات به کجا خواهد رسید؟
با توجه به مخالفت های محافل مختلف در ایران بعید می دانم چنین مذاکره ای به جایی برسد. ایران در یک شرایط آزادانه و داوطلبانه تفاهم را پذیرفته بود. اگر تاخیر بیاندازند آنها هم نپذیرند وبعد مجبور شوند پس از مدتی بپذیرند آنگاه معلوم می شود که تحت فشار مجبور شده اند که این موضوع را بپذیرند که این یک امتیاز منفی در کارنامه مذاکرات ایران خواهد بود. اگر ایران بخواهد مساله را به صورت کلی عوض کند آنها هم می روند به دنبال تحریم هایی که اعلام کردند. اگر بعد از چانه زدن ها ایران دوباره همان چیزی را بپذیرد که اول پذیرفته بود تاثیرات روانی خواهد داشت.
|
|